فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پوسیده شده

تأییدنشده

verschlissen صفت

صفت

  • پوسیده شدهپوسیده شُده(verschleißen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فرسوده شدهفَرسوده شُده(verschleißen)تأییدنشده

دستور زبانِ verschlissen

صفت

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃlɪsn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verschlissenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschlisseneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschlissenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschlisseneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verschlissenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschlissenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschlissenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschlissenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verschlissenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschlissenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschlissenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschlissenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verschlissenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschlisseneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschlissenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verschlisseneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verschlisseneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschlisseneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschlisseneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschlissenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verschlissenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschlissenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschlissenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschlissenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verschlissenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschlissenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschlissenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschlissenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verschlissenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschlisseneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschlisseneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verschlissenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verschlissenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verschlisseneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verschlissenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verschlissenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verschlissenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verschlissenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verschlissenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verschlissenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verschlissenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verschlissenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verschlissenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verschlissenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verschlissenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verschlisseneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verschlissenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verschlissenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Der Teppich war verschlissen und musste ersetzt werden.

فرش مندرس بود و می بایست عوض می شد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: raggione (de #3844249), kuarash (fa #3839792), tatoeba.org
منابع و مجوزها