فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قفل کردن

qofl kardan

verschließen فعل

فعل

  • قفل کردنqofl kardanقُفل کَردَن(to fasten with a lock)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بستنbastanبَستَن[bæs.t̪ʰǽn]تأییدنشده
  • سگک انداختنسَگَک اَنداختَنتأییدنشده

دستور زبانِ verschließen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃliːsn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verschlossenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verschließenمعلوم، مصدر، حال
  • verschließendمعلوم، participle، حال
  • verschlossenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verschließمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschließeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschließtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschließeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschließeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschließtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschließestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschließtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschließeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschließenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verschließenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verschließtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschließetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschließenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verschließenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschlossمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschlösseمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlossestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschlosstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschlössestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlossمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschlösseمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschlossenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschlössenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlosstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschlössetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschlossenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschlössenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wer vor der Vergangenheit die Augen verschließt, wird blind für die Gegenwart.

کسی که به گذشته چشم خود را می‌بندد، در زمان حال نابینا می‌شود.

Man kann seine Augen vor der Wirklichkeit, nicht aber vor der Erinnerung verschließen.

آدم می‌تواند چشمانش را بر حقیقت ببندد، اما بر به یاد آوردن آنها نه.

Denk daran, die Tür zu verschließen.

یادت باشد در را قفل کنی.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #3008544), cojiluc (fa #6942760), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #2655191), cojiluc (fa #13122185), tatoeba.org
  3. ۳: GaryGaryGary (de #10020976), AsliAbbasi (fa #1774472), tatoeba.org
منابع و مجوزها