فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درنگ

تأییدنشده

verschieben فعل

فعل

  • درنگدِرَنگتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دیرکردتأییدنشده
  • تعویق کردنتَعویق کَردَن(zeitlich)تأییدنشده
  • جابجا کردنجابِجا کَردَن(örtlich)تأییدنشده
  • لغزاندنلَغزاندَن(örtlich)تأییدنشده
  • موکول کردنموکول کَردَن(zeitlich)تأییدنشده
  • پس و پیش کردنپَس و پیش کَردَن(örtlich)تأییدنشده
  • جابه جا کردن(transitive: to move from one place to another)تأییدنشده

دستور زبانِ verschieben

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʃiːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verschobenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verschiebendمعلوم، participle، حال
  • verschobenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verschiebمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschiebeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschiebtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschiebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verschiebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschiebstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verschiebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verschiebtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verschiebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verschiebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verschiebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verschobمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verschöbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschobstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verschöbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschöbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verschobمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verschöbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verschobenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verschöbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verschobtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verschöbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschöbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verschobenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verschöbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die Hochzeit wurde verschoben.

عروسی به تعویق افتاد.

Verschieb diese Sachen nicht auf später.

این چیزها را به بعد موکول نکن.

Das Spiel ist verschoben worden.

بازی به تعویق افتاد.

Was du heute kannst besorgen, das verschiebe nicht auf morgen.

کار امروز را به فردا میفکن.

Die Entscheidung wurde verschoben.

تصمیم گیری به تعویق افتاد.

Er verschob das Fest.

او جشن را به تعویق انداخت.

Ich musste mein Rendezvous verschieben.

من باید وقت ملاقاتم را به تعویق بیندازم.

Wir müssen das Spiel auf nächsten Sonntag verschieben.

ما باید بازی را تا یکشنبهٔ آینده به تعویق بیندازیم.

Das Treffen wurde auf nächsten Freitag verschoben.

ملاقات به جمعهٔ آینده موکول شد.

Verschiebe nie auf morgen, was du übermorgen kannst besorgen.

آنچه که پس‌فردا می‌تواند تو را نگران کند را به فردا موکول نکن.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: freddy1 (de #2269118), cojiluc (fa #12531037), tatoeba.org
  2. ۲: raggione (de #6292387), cojiluc (fa #6951643), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #8059314), cojiluc (fa #12531039), tatoeba.org
  4. ۴: MUIRIEL (de #406894), cojiluc (fa #6835304), tatoeba.org
  5. ۵: raggione (de #3807099), cojiluc (fa #7455383), tatoeba.org
  6. ۶: bonny37 (de #7810930), cojiluc (fa #12531038), tatoeba.org
  7. ۷: Manfredo (de #809078), cojiluc (fa #6860462), tatoeba.org
  8. ۸: Wolf (de #360623), cojiluc (fa #6973465), tatoeba.org
  9. ۹: al_ex_an_der (de #446695), cojiluc (fa #7455396), tatoeba.org
  10. ۱۰: brauchinet (de #5039959), cojiluc (fa #6973466), tatoeba.org
منابع و مجوزها