فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جمع کردن

jam' kardan

versammeln فعل

فعل

  • جمع کردنjam' kardanجَمع کَردَن(to bring together; to collect)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مردم را جمع کردنمَردُم را جَمع کَردَنتأییدنشده
  • سر هم کردن(to put together)تأییدنشده
  • سرهمیدن(to put together)تأییدنشده
  • فراهمیدن(to put together)تأییدنشده

دستور زبانِ versammeln

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈzaml̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • versammeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • versammelndمعلوم، participle، حال
  • versammeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • versammleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versammelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versammeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versammeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versammleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versammelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versammeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • versammeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versammleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versammelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • versammelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versammlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • versammeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • versammeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versammleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • versammeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • versammeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • versammletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • versammelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • versammelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versammeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • versammeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • versammelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • versammelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • versammeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • versammeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • versammeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • versammeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • versammeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • versammeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Eine große Menschenmenge hatte sich auf der Straße versammelt.

جمعیت زیادی در خیابان گرد هم آمده بودند.

sie versammeln sich auf der Tagung

آنها برای کنفرانس گرد هم می آیند

alle waren dort versammelt

سر هم در آنجا جمع بودند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Jens_Odo (de #3766632), AsliAbbasi (fa #3719684), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها