فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کاهش دادن

تأییدنشده

kâheš dâdan[kʰɒː.ɦeʃ d̪ɒː.d̪æn]

verringern فعل

فعل

  • کاهش دادنkâheš dâdanکاهِش دادَن[kʰɒː.ɦeʃ d̪ɒː.d̪æn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کم کردنkam kardanکَم کَردَن[kʰʲǽm kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • تقلیل دادنتَقلیل دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ verringern

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʁɪŋɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • verringertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verringerndمعلوم، participle، حال
  • verringertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verringerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verringereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verringreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verringertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verringerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verringereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verringreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verringereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verringreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verringerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verringerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verringertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verringereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verringreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verringertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verringertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verringerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verringerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verringertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verringertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verringerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verringerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verringertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verringertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verringertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verringertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verringertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verringertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verringerestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • verringeretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • verringrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • verringretمعلوم، جمع، حال، subjunctive

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Im vergangenen Jahr haben wir es geschafft, die Arbeitslosenquote um 10 % zu verringern.

در سال گذشته ما موفق شدیم بی‌کاری را تا ٪۱۰ کاهش دهیم.

Der Preis dieses Buches wurde um die Hälfte verringert.

قیمت این کتاب به نصف کاهش یافت.

Wenn du Auto fährst, solltest du an Straßenecken die Geschwindigkeit verringern.

هنگامی که رانندگی می‌کنی، باید در سر پیچ‌ها سرعت را کم کنی.

Das Fernsehen kann unsere Kreativität verringern.

تلویزیون می‌تواند خلاقیت ما را کاهش دهد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Sudajaengi (de #979599), cojiluc (fa #7461537), tatoeba.org
  2. ۲: Manfredo (de #740334), cojiluc (fa #11188174), tatoeba.org
  3. ۳: xtofu80 (de #408454), cojiluc (fa #7461534), tatoeba.org
  4. ۴: Zaghawa (de #2231434), cojiluc (fa #7461528), tatoeba.org
منابع و مجوزها