فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دیوانه

divâne[d̪iː.vɒː.ne]

verrückt
صفت تفضیلی:
verrückter
صفت عالی:
am verrücktesten
صفت

مثال با verrückt

۱Ich glaube, dass ich verrückt bin.

من گمان می‌کنم که دیوانه‌ام‌.

صفت

  • دیوانهdivâne[d̪iː.vɒː.ne](exhibiting unsoundness or disorder of mind)(insane, demented)(insane)
  • مجنونmajnunمَجنون[mæd͡ʒ.núːn](exhibiting unsoundness or disorder of mind)(insane, demented)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شفت(ludicrously or incongruously comical)تأییدنشده

دستور زبانِ verrückt

صفت

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʁʏkt]
همهٔ صورت‌ها
  • verrücktصفت مطلق
  • verrückterصفت تفضیلی
  • am verrücktestenصفت عالی
  • verrückterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrückteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrücktesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrückteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verrücktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrückterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrücktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrückterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verrücktemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrückterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrücktemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verrücktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrückteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrücktesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrückteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verrückteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrückteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrückteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrücktenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verrücktenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrücktenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrücktenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrücktenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verrücktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrückteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrückteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrücktenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verrückterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verrückteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verrücktesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verrücktenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verrücktenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verrücktenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verrücktenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verrücktenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verrücktenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verrücktenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verrückteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verrücktesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verrücktenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verrücktererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verrücktereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verrückteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verrücktereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verrücktererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verrücktererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • verrückteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verrücktererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verrückteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • verrückterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verrücktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verrückteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verrücktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • verrücktereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verrücktereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verrücktereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verrückterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • verrückterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verrücktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verrücktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verrückterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • verrücktererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verrücktereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verrückteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • verrückterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verrückterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verrückterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • verrückterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verrücktereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verrückteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verrückterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • verrücktesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verrücktesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verrücktesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verrücktesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verrücktestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verrücktestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • verrücktestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verrücktestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verrücktestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verrücktestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verrücktestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verrücktestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verrücktesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verrücktestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verrücktestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

۱Ich glaube, dass ich verrückt bin.

من گمان می‌کنم که دیوانه‌ام‌.

۲In einer verrückten Welt sind nur die Verrückten normal.

در دنیای دیوانگان فقط دیوانگان عادی هستند.

۳Die Kinder sind verrückt auf Süßigkeiten.

کودکان دیوانهٔ شیرینی هستند.

۴Sind denn alle verrückt geworden?

همه دیوانه شده‌اند؟

۵Ich bin verrückt nach Golf.

من عاشق گلف‌ام.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۶Er ist verrückt geworden.

دیوانه شد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۷Sie sind verrückt nach Jazz.

آنها دیوانه ی موسیقی جازند.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۸Die meisten halten mich für verrückt.

اغلب مردم فکر میکنند من دیوانه ام.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۹Die meisten Leute denken, ich sei verrückt.

اغلب مردم فکر میکنند من دیوانه ام.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۱۰er muss verrückt sein

باید عقل از کله اش پریده شد

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #5771545), cojiluc (fa #7562780), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #797386), cojiluc (fa #7497201), Tatoeba
  3. ۳: kutschektar (de #8106785), cojiluc (fa #7956342), Tatoeba
  4. ۴: nGerman (de #3815725), Schahrzad (fa #3816960), Tatoeba
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #450558), ghasemkiani (fa #773697), Tatoeba
  6. ۶: Sudajaengi (de #971014), AsliAbbasi (fa #1477500), Tatoeba
  7. ۷: al_ex_an_der (de #1562632), mahdiye (fa #586995), Tatoeba
  8. ۸: Waldelfe (de #13271873), kuarash (fa #3840067), Tatoeba
  9. ۹: MUIRIEL (de #124), kuarash (fa #3840067), Tatoeba
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها