فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از دست دادن

تأییدنشده

az dast dâdan[ʔæz d̪ǽst̪ʰ d̪ɒː.d̪ǽn]

verpassen فعل

فعل

  • از دست دادنaz dast dâdanاز دَست دادَن[ʔæz d̪ǽst̪ʰ d̪ɒː.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ verpassen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈpasn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verpasstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verpassendمعلوم، participle، حال
  • verpasstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verpassمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verpasseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verpasstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verpasseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verpasseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verpasstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verpassestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verpasstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verpasseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verpasstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verpassetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verpassteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verpassteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verpasstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verpasstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verpassteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verpassteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verpasstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verpasstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verpasstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verpasstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verpasstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verpasstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Sie haben viel verpasst.

آنها بسیاری را از دست دادند.

Ich habe den Bus verpasst.

من اتوبوس را از دست دادم.

In jeder Minute, die man mit Ärger verbringt, verpasst man 60 glückliche Sekunden.

در هر دقیقه‌ای که آدم با ناراحتی سپری می‌کند، ۶۰ ثانیه خوشبختی را از دست می‌دهد.

Er hat vielleicht den letzten Zug verpasst.

شاید او آخرین قطار را از داده باشد.

Verpasse diese Gelegenheit nicht!

این فرصت را از دست نده.

Verpassen Sie nicht diese Gelegenheit.

این فرصت را از دست ندهید.

Verpasse nie ein Rendezvous!

یک ملاقات را هرگز از دست نده.

Wir haben unser Flugzeug wegen dem Stau verpasst.

ما پروازمان را به خاطر راه‌بندان از دست دادیم.

Beeile dich oder du verpasst den Bus!

عجله کن، وگر نه اتوبوس را از دست می‌دهی!

Er hat die Gelegenheit verpasst.

او فرصت را از دست داد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1052022), cojiluc (fa #7193965), tatoeba.org
  2. ۲: raggione (de #3667824), Hussein64 (fa #5117859), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1892844), cojiluc (fa #7645973), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1522075), cojiluc (fa #7193968), tatoeba.org
  5. ۵: Tickler (de #3798147), cojiluc (fa #7100457), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1569429), cojiluc (fa #7050885), tatoeba.org
  7. ۷: esocom (de #595651), cojiluc (fa #7100456), tatoeba.org
  8. ۸: Wolf (de #363408), cojiluc (fa #7956368), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #683430), cojiluc (fa #7929963), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #1712380), cojiluc (fa #7193967), tatoeba.org
منابع و مجوزها