فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

افزودن

تأییدنشده

afzudan[ʔæf.zuː.d̪ǽn]

vermehren فعل

فعل

  • افزودنafzudanاَفزودَن[ʔæf.zuː.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • افزایش دادناَفزایِش دادَنتأییدنشده
  • افزون کردناَفزون کَردَنتأییدنشده
  • زیاد کردنزیاد کَردَنتأییدنشده
  • فزونی دادنفُزونی دادَنتأییدنشده
  • مزید کردنمَزید کَردَنتأییدنشده
  • بیشتر شدنتأییدنشده

دستور زبانِ vermehren

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈmeːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • vermehrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vermehrenمعلوم، مصدر، حال
  • vermehrendمعلوم، participle، حال
  • vermehrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vermehrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermehreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermehrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vermehretمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vermehreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vermehreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vermehrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermehrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vermehrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vermehretمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vermehreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vermehrenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • vermehrenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • vermehrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vermehretمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vermehretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vermehrenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • vermehrenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vermehrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vermehreteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vermehrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vermehreteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vermehrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vermehretestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vermehrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vermehretestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vermehrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vermehreteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vermehrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vermehreteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vermehrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vermehretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vermehrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vermehretenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vermehrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vermehretetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vermehrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vermehretetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vermehrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vermehretenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vermehrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vermehretenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vermehrtparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، حال، reflexive

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Diese Parasiten vermehren sich im Blut.

این انگل‌ها در خون تکثیر می‌شوند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #2206911), cojiluc (fa #10697848), tatoeba.org
منابع و مجوزها