فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را مجروح کردن

تأییدنشده

verletzen فعل

فعل

  • کسی را مجروح کردنکِسی را مَجروح کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شکستنšekastanشِکَستَن[ʃe.kʰʲæs.t̪ʰǽn](transitive: to do that which is forbidden by (something))تأییدنشده
  • آسیب‌رساندنتأییدنشده
  • ضرر زدنتأییدنشده
  • مجروح کردنmajruh kardanمَجروح کَردَن(hurt or injure)تأییدنشده
  • نقض کردن(to break or violate a treaty, a law, a right etc.)تأییدنشده

دستور زبانِ verletzen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈlɛt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verletztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verletzendمعلوم، participle، حال
  • verletztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verletzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verletzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verletztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verletzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verletzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verletztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verletzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verletztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verletzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verletztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verletzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verletzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verletzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verletztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verletztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verletzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verletzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verletztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verletztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verletztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verletztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verletztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verletztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

ein Wort kann mehr verletzen als ein Schwert

زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است

Tom verletzte sich.

تام به خودش آسیب می زند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Er wechselte den verletzten Spieler aus.

او بازیکن آسییب دیده را جایگزین کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Er ersetzte den verletzten Spieler.

او بازیکن آسییب دیده را جایگزین کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: pullnosemans (de #4007411), mahdiye (fa #752287), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #452579), manelie (fa #12834940), tatoeba.org
  4. ۴: al_ex_an_der (de #1021582), manelie (fa #12834940), tatoeba.org
منابع و مجوزها