فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قرض دادن

ġarz dâdan[qæɹz d̪ɒː.d̪ǽn]

verleihen فعل

فعل

  • قرض دادنġarz dâdanقَرض دادَن[qæɹz d̪ɒː.d̪ǽn](to allow to be used temporarily)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • امانت دادناَمانَت دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ verleihen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈlaɪ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • verliehenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verleihendمعلوم، participle، حال
  • verliehenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verleihمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verleiheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verleihtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verleiheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verleiheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verleihstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verleihestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verleihtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verleiheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verleihtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verleihetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verliehمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verlieheمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verliehstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verliehestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verliehمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verlieheمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verliehenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verliehenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verliehtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verliehetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verliehenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verliehenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Mir fehlen die Worte, um meiner Dankbarkeit Ausdruck zu verleihen.

من نمی‌توانم قدرشناسی‌ام را با کلمات بیان کنم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

verleiht der Aussage noch mehr Gewicht

فوریت و لزوم پیامش را بسی بیشتر می کند

das verleiht seiner Arbeit Glanz

به کارش رونق میبخشد

einer Sache Allgemeingültigkeit verleihen

چیزی را عمومیت بخشیدن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #2118357), cojiluc (fa #8164104), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها