فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رفتن

raftan, roftan[ɹæf.t̪ʰǽn][ɹof.t̪ʰǽn]

verlassen فعل

فعل

  • رفتنraftan, roftanرَفتَن[ɹæf.t̪ʰǽn][ɹof.t̪ʰǽn](to depart from, end one's connection or affiliation with)
  • رها کردنrahâ kardanرَها کَردَن[ɹæ.ɦɒ́ː kʰʲæɹ.d̪æn](to give up control of, surrender)
  • دست کشیدنdast kešidan[d̪ǽst̪ʰ kʰʲe.ʃiː.d̪ǽn](to give up control of, surrender)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ترک کردنtark kardanتَرک کَردَن[t̪ʰǽɹkʰʲ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ verlassen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈlasn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verlassendمعلوم، participle، حال
  • verlassمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verlasseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verlasstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verlasseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verlasseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verlässtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verlassestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verlässtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verlasseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verlasstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verlassetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verließمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verließeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verließestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verließtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verließestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verließمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verließeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verließenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verließenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verließtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verließetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verließenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verließenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verlassenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verlasseneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verlassenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verlasseneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verlassenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verlassenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verlassenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verlassenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verlassenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verlassenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verlassenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verlassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verlassenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verlasseneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verlassenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verlasseneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verlasseneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verlasseneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verlasseneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verlassenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verlassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verlassenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verlasseneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verlasseneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verlassenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verlasseneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verlassenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verlassenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verlassenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verlassenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verlassenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verlassenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verlassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verlassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verlassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verlassenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verlassenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verlasseneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verlassenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verlassenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verlassenererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verlassnererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verlassenereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verlassnereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verlasseneresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verlassneresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verlassenereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • verlassnereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verlassenererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • verlassnererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verlassenererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • verlassnererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • verlasseneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verlassneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verlassenererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verlassnererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verlasseneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verlassneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • verlassenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verlassnerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verlassenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verlassnereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verlasseneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verlassneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verlassenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • verlassnereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • verlassenereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassnereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassnereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassnereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassnerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • verlassenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassnerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassnereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassnereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verlassenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • verlassnerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • verlassenererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verlassnererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verlassenereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verlassnereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verlasseneresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • verlassneresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • verlassenerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • verlassnerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verlassenerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • verlassnerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verlassenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • verlassnerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • verlassenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verlassnerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verlassenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verlassnereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verlasseneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verlassneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verlassenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • verlassnerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • verlassensterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassenstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassensteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassensterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassensterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassensterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassenstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassensteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verlassensteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassensteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassenstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassenstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassenstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassensteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassenstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verlassensterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verlassensteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verlassenstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verlassenstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • verlassenstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verlassenstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verlassenstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verlassenstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verlassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verlassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verlassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verlassenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verlassenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verlassensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verlassenstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verlassenstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Verlass deinen Elfenbeinturm!

از برج عاج خود بیرون بیا.

Du kannst dich nicht auf seine Hilfe verlassen.

نمیتونی روی کمکش حساب کنی.

Kino ist ein Vorwand, sein eigenes Leben ein paar Stunden lang zu verlassen.

سینما یک بهانه برای ترک زندگی خود برای چند ساعت است.

Die Fischerboote verlassen den Hafen.

کشتی‌های ماهیگیری بندر را ترک کردند.

Die Matrosen verließen das brennende Schiff.

دریانوردان کشتی در حال آتش را رها کردند.

Der Falke baut selbst kein Nest, er benutzt verlassene Nester.

باز برای خود آشیانه نمی‌سازد، او از آشیانه‌های رها شده استفاده می‌کند.

Er hat Afrika endgültig verlassen.

او آفریقا را برای همیشه ترک کرد.

Verlass deinen Elfenbeinturm!

برج عاج خود را برون شو.

Ich verließ Afrika für immer.

من آفریقا را برای همیشه ترک کردم.

Wer seinen Platz verlässt, verliert sein Recht darauf.

کسی که جایش را ترک کند، حق آن را از دست می‌دهد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #4412778), Pedraam (fa #7955872), tatoeba.org
  2. ۲: Espi (de #865817), Suroosh (fa #11761210), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2353549), cojiluc (fa #7793140), tatoeba.org
  4. ۴: GaryGaryGary (de #9824015), cojiluc (fa #9859967), tatoeba.org
  5. ۵: samueldora (de #1183927), cojiluc (fa #8021886), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #4797594), cojiluc (fa #8139401), tatoeba.org
  7. ۷: raggione (de #3267477), cojiluc (fa #7726320), tatoeba.org
  8. ۸: al_ex_an_der (de #4412778), Pedraam (fa #7955870), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1395290), cojiluc (fa #12582709), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #1912456), cojiluc (fa #8119068), tatoeba.org
منابع و مجوزها