فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

متأهل

mota'ahhel, mote'ahhel[mo.t̪ʰæ.ʔæɦ.hel̥][mo.t̪ʰe.ʔæɦ.hel̥]

verheiratet صفت

صفت

  • متأهلmota'ahhel, mote'ahhelمُتأهِل[mo.t̪ʰæ.ʔæɦ.hel̥][mo.t̪ʰe.ʔæɦ.hel̥](in a state of marriage; having a wife or a husband)(married)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عروسیکرده(in a state of marriage; having a wife or a husband)تأییدنشده
  • ازدواجکرده(in a state of marriage; having a wife or a husband)تأییدنشده

دستور زبانِ verheiratet

صفت

تلفظ
[fɛɐ̯ˈhaɪ̯ʁaːtət]
همهٔ صورت‌ها
  • verheiratetصفت مطلق
  • verheirateterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verheirateteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verheiratetesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verheirateteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verheiratetenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verheirateterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verheiratetenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verheirateterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verheiratetemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verheirateterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verheiratetemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verheiratetenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verheiratetenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verheirateteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verheiratetesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verheirateteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verheirateteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verheirateteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verheirateteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verheiratetenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verheiratetenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verheiratetenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verheiratetenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verheiratetenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verheiratetenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verheiratetenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verheiratetenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verheiratetenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verheiratetenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verheirateteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verheirateteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verheiratetenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verheirateterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verheirateteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verheiratetesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verheiratetenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verheiratetenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verheiratetenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verheiratetenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verheiratetenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verheiratetenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verheiratetenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verheiratetenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verheiratetenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verheiratetenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verheirateteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verheiratetesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verheiratetenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ein verheirateter Mann kann tun, was er will, wenn seine Frau nichts dagegen hat.

یک مرد متأهل می‌تواند آنچه می‌خواهد را انجام دهد، به شرط آنکه زنش هیچ مخالفتی نداشته باشد.

Er sagte nicht, ob er ledig oder verheiratet ist. Darum kennen wir seinen Familienstand nicht.

او نگفت که مجرد است یا متأهل. از این رو، ما وضعیت تأهل او را نمی‌دانیم.

Wer den Mund hält, obwohl er recht hat, ist verheiratet.

کسی که با وجود اینکه حق با اوست، لب فرو می‌بندد، متاهل است.

Seit wann ist Richard verheiratet?

ریچارد از کی زن گرفته؟

Obwohl er nicht verheiratet war, hatte er ein Kind.

با اینکه متاهل نبود، یک بچه داشت.

Sind Sie verheiratet oder Single?

شما متأهلید یا مجرد؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

sie war seine verheiratete Tochter

او دختر شوی کردهٔ او بود

Tom und Mary sind seit dreizehn Jahren glücklich verheiratet.

تام و ماری پانزده سال با شادمانی در عقد یکدیگر بوده اند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Sind Sie verheiratet oder Single?

آیا متاهل هستید یا مجرد؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

Mann, mit 1 Frau verheiratet

مرد یک زنه

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2898401), cojiluc (fa #12045743), tatoeba.org
  2. ۲: kutschektar (de #7730505), cojiluc (fa #7490031), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1039991), cojiluc (fa #12190736), tatoeba.org
  4. ۴: al_ex_an_der (de #2168964), Suroosh (fa #9081658), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #769931), cojiluc (fa #12190730), tatoeba.org
  6. ۶: Manfredo (de #559780), mahdiye (fa #561493), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: Manfredo (de #1447800), armandaneshjoo (fa #1041400), tatoeba.org
  9. ۹: Manfredo (de #559780), cojiluc (fa #12190727), tatoeba.org
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها