فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به کسی جزا رساندن

تأییدنشده

vergelten فعل

فعل

  • به کسی جزا رساندنبه کِسی جَزا رِساندَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سزا دادنسَزا دادَنتأییدنشده
  • کیفر دادنکِیفَر دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ vergelten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈɡɛltn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vergoltenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vergeltendمعلوم، participle، حال
  • vergoltenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vergiltمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vergeltetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vergelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vergelteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vergiltstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vergeltestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vergiltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vergelteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vergeltetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vergeltetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vergaltمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vergälteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vergölteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vergaltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vergaltstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vergältestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vergöltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vergaltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vergälteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vergölteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vergaltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vergältenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vergöltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vergaltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vergältetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vergöltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vergaltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vergältenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vergöltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Ich schwöre, dass ich dir das vergelten werde.

من سوگند می‌خورم که انتقام آن را از تو می‌گیرم.

Man vergilt einem Lehrer schlecht, wenn man immer nur der Schüler bleibt.

وقتی آدم همیشه متعلم باقی می‌ماند، یک معلم را بد عوض می‌دهد.

Güte vergelte ich mit Güte, Feindschaft aber mit Gerechtigkeit.

خوبی را با خوبی تلافی می‌کنم، اما دشمنی را با عدالت.

Treue kann man nie genug vergelten, Untreue nie genug bestrafen.

وفاداری را هرگز نمی‌توان به اندازهٔ کافی تلافی کرد، خیانتکاری را هرگز نمی‌توان به اندازه کافی مجازات کرد.

Gott vergelte dir's!

خدا خیرت بده.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #5528738), cojiluc (fa #6952005), tatoeba.org
  2. ۲: brauchinet (de #7325444), cojiluc (fa #12969273), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1706087), cojiluc (fa #7939038), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #3093939), cojiluc (fa #7939054), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #2294152), Suroosh (fa #9023419), tatoeba.org
منابع و مجوزها