از دست دادن
az dast dâdan[ʔæz d̪ǽst̪ʰ d̪ɒː.d̪ǽn]
verfehlen فعل
فعل
- از دست دادنaz dast dâdan[ʔæz d̪ǽst̪ʰ d̪ɒː.d̪ǽn](ein Ziel nicht treffen, nicht erreichen)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- عوضی گرفتنعَوَضی گِرِفتَنتأییدنشده
دستور زبانِ verfehlen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈfeːlən]
همهٔ صورتها
- verfehltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verfehlendمعلوم، participle، حال
- verfehltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verfehlمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verfehleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verfehltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verfehleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verfehleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verfehlstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verfehlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verfehltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verfehleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verfehltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verfehletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verfehlteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verfehlteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verfehltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verfehltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verfehlteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verfehlteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verfehltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verfehltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verfehltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verfehltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verfehltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verfehltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
Wer auf allen Wegen geht, verfehlt den Weg nach Hause.
کسی که به همهٔ راهها میرود، راه خانه را گم میکند.
Der Pfeil verfehlte sein Ziel.
تیر به هدف اصابت نکرد.
منابع و ارجاعها
- ۱: Esperantostern (de #1370545), cojiluc (fa #7726025), tatoeba.org
- ۲: Esperantostern (de #683968), cojiluc (fa #7726018), tatoeba.org
منابع و مجوزها