فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دو برابر کردن

تأییدنشده

verdoppeln فعل

فعل

  • دو برابر کردندو بَرابَر کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verdoppeln

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈdɔpl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • verdoppeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verdoppelndمعلوم، participle، حال
  • verdoppeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verdoppleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verdoppelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verdoppeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verdoppeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verdoppleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verdoppelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verdoppeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verdoppeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verdoppleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verdoppelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verdoppelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verdopplestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verdoppeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verdoppeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verdoppleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verdoppeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verdoppeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verdoppletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verdoppelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verdoppelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verdoppeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verdoppeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verdoppelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verdoppelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verdoppeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verdoppeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verdoppeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verdoppeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verdoppeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verdoppeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verdoppelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • verdoppeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive

مثال‌ها

Verdopple deine Anstrengungen!

تلاشت را دو برابر کن.

Das Glück ist das einzige, was sich verdoppelt, wenn man es teilt.

خوشبختی تنها چیزی است که وقتی تقسیم می‌شود دو برابر می‌شود.

Wenn die Hälfte unserer Wünsche erfüllt wäre, würden unsere Sorgen verdoppelt sein.

اگر نیمی از آرزوهایمان محقق می‌شدند، نگرانی‌هایمان دو برابر می‌شدند.

Die Zahl der Angestellten verdoppelte sich im letzten Jahr.

تعداد کارمندان در سال قبل دو برابر شد.

seinen Reichtum verdoppeln

ثروت را دو برابر ثروت قبلی اش رساندن

sein Reichtum verdoppelte sich gegenüber vorher

ثروتش به ثروت قبلی اش دوبرابر شد

Statistiken legen nahe, dass sich die Bevölkerung dieser Stadt in fünf Jahren verdoppeln wird.

آمار نشان می دهد که جمعیت این شهر در طی پنج سال، دو برابر خواهد شد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #2762415), cojiluc (fa #7830204), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1813850), cojiluc (fa #12731614), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #8904668), cojiluc (fa #10954092), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5085590), cojiluc (fa #7796123), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: al_ex_an_der (de #1636543), AsliAbbasi (fa #1758557), tatoeba.org
منابع و مجوزها