فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سوختن

تأییدنشده

suxtan[suːx.t̪ʰǽn]

verbrennen فعل

فعل

  • سوختنsuxtanسوختَن[suːx.t̪ʰǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آتش گرفتنâtaš gereftanآتَش گِرِفتَن[ʔɒː.t̪ʰǽʃ ɡʲe.ɹef.t̪ʰæn](burn, be consumed by fire; catch fire)تأییدنشده
  • بسوزم(burn, be consumed by fire; catch fire)تأییدنشده
  • پرهودن(to burn the surface of something so as to discolour it)تأییدنشده
  • پیهودن(to burn the surface of something so as to discolour it)تأییدنشده

دستور زبانِ verbrennen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈbʁɛnən]
همهٔ صورت‌ها
  • verbranntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verbrennendمعلوم، participle، حال
  • verbranntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verbrennمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbrenneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbrenntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbrenneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verbrenneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbrennstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbrennestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbrenntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verbrenneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verbrenntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbrennetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verbrannteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verbrennteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbranntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verbrenntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbrannteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verbrennteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verbranntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verbrenntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verbranntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verbrenntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verbranntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verbrenntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ein Feuer, das den Wald verbrennt, verbrennt den Weg nicht.

یک آتش که جنگل را می‌سوزاند، راه را نمی‌سوزاند.

Diese Heizung verbrennt Gas.

این بخاری گاز مصرف می‌کند.

Leute, die sich die Finger verbrennen, verstehen nichts vom Spiel mit dem Feuer.

افرادی که انگشتان خود را نسوزانده‌اند، بازی با آتش را درک نمی‌کنند.

Spielst du mit dem Feuer, verbrennst du dir die Hand, spielst du mit einer Frau, zündest du dein Haus an.

با آتش بازی کن تا دستت را بسوزانی، با زن بازی کن تا خانه‌ات را منفجر کنی.

Wo man Bücher verbrennt, verbrennt man auch am Ende Menschen.

جائیکه کتابها را می‌سوزانند، نهایتا آدمها را نیز می‌سوزانند.

Die Revolution ist das Feuer, an dem die einen verbrennen und die anderen ihre Suppe kochen.

انقلاب آتشیست که از آن بعضی می‌سوزند و بعضی آش خود را می‌پزند.

Wo man Bücher verbrennt, verbrennt man am Ende auch Menschen.

جایی که کتابها را آتش می‌زنند در آخر آدمها را هم آتش می‌زنند.

Verbrenn dir die Finger nicht, um eines anderen Kerze zu löschen.

انگشتت را برای خاموش کردن شمع دیگری نسوزان.

Dort, wo man Bücher verbrennt, verbrennt man am Ende auch Menschen.

آنجا که کتابها را می‌سوزانند، سرانجام آدمها را هم می‌سوزانند.

Sie sagen, dass die Zeit das Feuer ist, in dem wir verbrennen.

آنها می‌گویند زمان آتشی است که ما در آن می‌سوزیم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #3893337), cojiluc (fa #8103031), tatoeba.org
  2. ۲: mayabe (de #12455581), cojiluc (fa #12570086), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #3018352), cojiluc (fa #8135829), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5369206), cojiluc (fa #8103177), tatoeba.org
  5. ۵: sysko (de #397622), cojiluc (fa #7523836), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #6057818), cojiluc (fa #8103133), tatoeba.org
  7. ۷: al_ex_an_der (de #1354864), cojiluc (fa #12154618), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #5395358), cojiluc (fa #7948778), tatoeba.org
  9. ۹: al_ex_an_der (de #2032330), cojiluc (fa #12720570), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #4055460), cojiluc (fa #8103111), tatoeba.org
منابع و مجوزها