فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شایع کردن

تأییدنشده

verbreiten فعل

فعل

  • شایع کردنشایِع کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پخش کردنpaxš kardanپَخش کَردَن[pʰǽxʃ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • افشاندنafšândanاَفشاندَن[ʔæf.ʃɒːn̪.d̪ǽn](to disperse, scatter)تأییدنشده
  • اشاعه دادنتأییدنشده
  • تبلیغ کردنتَبلیغ کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verbreiten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈbʁaɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verbreitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verbreitendمعلوم، participle، حال
  • verbreitetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verbreiteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbreitمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbreitetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbreiteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verbreiteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbreitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbreitestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbreitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verbreiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verbreitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbreitetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verbreiteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verbreiteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbreitetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verbreitetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbreiteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verbreiteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verbreitetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verbreitetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verbreitetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verbreitetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verbreitetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verbreitetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Küssen kann den Virus verbreiten.

بوسیدن می‌تواند ویروس منتقل کند.

Schlechte Nachrichten verbreiten sich schnell.

خبر بد زود پخش می‌شود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Die Mädchen verbreiteten zahlreiche falsche Gerüchte und Lügen über Maria.

دختران در مورد مری شایعات و دروغ های زیادی پراکندند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Eine weit verbreitete Methode, ein Defizit auszugleichen, ist es, Anleihen anzubieten.

یک روش معمول برای تأمین کسری بودجه، صدور اوراق قرضه است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Angst und Schrecken verbreiten

رعب و وحشت ایجاد کردن

sein Ruf verbreitete sich

صیت شهرتش به همه جا رسید

Schlechte Neuigkeiten verbreiten sich schnell.

خبر بد زود پخش می‌شود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Melang (de #8631816), cojiluc (fa #10647024), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #586941), cojiluc (fa #10807099), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #3839361), kuarash (fa #3839774), tatoeba.org
  4. ۴: manese (de #8964784), cojiluc (fa #10102265), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: MUIRIEL (de #411755), cojiluc (fa #10807099), tatoeba.org
منابع و مجوزها