فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ممنوع

mamnu'[mæm.núːʔ]

verboten صفت

صفت

  • ممنوعmamnu'مَمنوع[mæm.núːʔ](not allowed)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ممنوعه(not allowed)تأییدنشده
  • ناهیتأییدنشده
  • ممنوع شدهتأییدنشده
  • منع شدهتأییدنشده

تعیین‌کننده

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ممنوع است(used to show an activity is forbidden)تأییدنشده

دستور زبانِ verboten

صفت

تلفظ
[fɛɐ̯ˈboːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verbotenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verboteneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verboteneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotnerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verboteneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verboteneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verboteneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verboteneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verboteneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verboteneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verboteneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verboteneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verbotnenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verbotenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verbotnenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verbotenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verboteneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verbotnenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

تعیین‌کننده

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Verbieten ist hiermit offiziell verboten.

اینجا استعمال دخانیات رسما ممنوع است.

In verbotenen Teichen fischt man gern.

در برکهٔ ممنوعه، آدم دوست دارد ماهیگیری کند.

Auf der Straße zu betteln ist gesetzlich verboten.

گدایی در خیابان قانونا ممنوع است.

Notwehr ist nicht verboten.

دفاع برای حفظ جان، ممنوع نیست.

Verbotenes Obst ist süß.

میوهٔ ممنوعه شیرین است.

In England ist alles, was nicht verboten ist, erlaubt.

در انگلستان هر آنچه ممنوع نیست مجاز است.

Gott hat es verboten!

خدا آن را حرام کرده است.

Wenden verboten!

دور زدن ممنوع!

Rauchen ist streng verboten.

سیگار کشیدن اکیدا ممنوع است.

Streng verboten.

مطلقا ممنوع.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: BraveSentry (de #613170), cojiluc (fa #7737840), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1952177), cojiluc (fa #7634444), tatoeba.org
  3. ۳: cumori (de #1186583), cojiluc (fa #9332014), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2123765), cojiluc (fa #7745027), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #3522139), cojiluc (fa #12238022), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1860889), cojiluc (fa #6934809), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #1184272), cojiluc (fa #10747424), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1065222), cojiluc (fa #7431524), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #3677349), cojiluc (fa #8213258), tatoeba.org
  10. ۱۰: freddy1 (de #2166210), cojiluc (fa #12020454), tatoeba.org
منابع و مجوزها