فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پنهان کردن

penhân kardan[pʰen.hɒ́ːn kʰʲæɹ.d̪æn]

verbergen فعل

فعل

  • پنهان کردنpenhân kardanپِنهان کَردَن[pʰen.hɒ́ːn kʰʲæɹ.d̪æn]((transitive) put in a place where it will be harder to discover)(to hide something)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مخفی کردنmaxfi kardanمَخفی کَردَن[mæx.fiː kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
  • مستور کردنمَستور کَردَنتأییدنشده
  • غیب کردنغِیب کَردَنتأییدنشده
  • قائم کردنقاِئم کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verbergen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈbɛʁɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verborgenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verbergendمعلوم، participle، حال
  • verborgenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verbirgمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbergtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbergeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verbergeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbirgstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verbergestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verbirgtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verbergeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verbergtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verbergetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verbargمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verbärgeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbargstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verbärgestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbärgstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verbargمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verbärgeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verbargenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verbärgenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verbargtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verbärgetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verbärgtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verbargenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verbärgenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Du verbirgst etwas.

تو چیزی را پنهان می‌کنی.

Wer nicht laufen kann, lerne sich zu verbergen.

کسی که نمی‌تواند بدود، یاد می‌گیرد مخفی شود.

Ich hatte nichts zu verbergen.

من چیزی برای مخفی کردن نداشتم.

Was verbirgst du vor mir?

چه چیزی را از من پنهان می‌کنی؟

Ich verberge dir meinen Namen nicht.

من نامم را از تو پنهان نمی‌کنم.

Ich weiß, dass Sie etwas verbergen.

من می‌دانم که شما چیزی را پنهان می‌کنید.

Ich denke, dass er etwas zu verbergen hat.

من فکر می‌کنم که او چیزی را مخفی کرده است.

Der Fuchs kann seinen Schwanz nicht verbergen.

روباه نمی‌تواند دم خود را پنهان کند.

Du musst deine Gefühle nicht verbergen.

تو نباید احساساتت را پنهان کنی.

Die Sprache ist dem Menschen gegeben, um seine Gedanken zu verbergen.

زبان به انسانها داده شده است تا فکر خود را پنهان کنند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: samueldora (de #2156167), cojiluc (fa #7761649), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #3997352), cojiluc (fa #7455663), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #6091529), cojiluc (fa #7455651), tatoeba.org
  4. ۴: Zaghawa (de #1856085), cojiluc (fa #7761664), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #842418), cojiluc (fa #7455653), tatoeba.org
  6. ۶: Yorwba (de #7413140), cojiluc (fa #12780433), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #3579669), cojiluc (fa #7455661), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #2147224), cojiluc (fa #7455660), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1309505), cojiluc (fa #7455655), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2379798), cojiluc (fa #7455666), tatoeba.org
منابع و مجوزها