فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قصاوت کردن

تأییدنشده

urteilen فعل

فعل

  • قصاوت کردنقِصاوَت کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حکم کردنحُکم کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ urteilen

فعل

تلفظ
[ˈuːɐ̯ˌtaɪ̯lən], [ˈʊʁˌtaɪ̯lən]
همهٔ صورت‌ها
  • geurteiltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • urteilendمعلوم، participle، حال
  • geurteiltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • urteilمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • urteileمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • urteiltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • urteiletمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • urteileمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • urteileمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • urteilstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • urteilestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • urteilestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • urteiltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • urteiletمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • urteileمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • urteiltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • urteiletمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • urteiletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • urteilteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • urteileteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • urteilteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • urteileteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • urteiltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • urteiletestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • urteiltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • urteiletestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • urteilteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • urteileteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • urteilteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • urteileteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • urteiltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • urteiletenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • urteiltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • urteiletenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • urteiltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • urteiletetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • urteiltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • urteiletetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • urteiltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • urteiletenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • urteiltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • urteiletenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Bitte urteile nicht über mich!

لطفا دربارهٔ من بد قضاوت نکنید.

Lerne, nicht nach dem Schein zu urteilen!

یاد بگیر بر اساس ظاهر قضاوت نکنی.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #7022724), cojiluc (fa #7524597), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1632772), cojiluc (fa #7553741), tatoeba.org
منابع و مجوزها