فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انجام دادن

anjâm dâdan

unternehmen
حال (سوم‌شخص مفرد):
unternimmt, nimmt unter
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
unternahm, nahm unter
اسم مفعول:
unternommen, untergenommen
فعل کمکی:
haben
فعل

مثال با unternehmen

۱man muss etwas dagegen unternehmen

باید بر علیه چیزی کاری کرد

تأییدنشده

فعل

  • انجام دادنanjâm dâdanاَنجام دادَن(etwas durchführen, in die Tat umsetzen)

دستور زبانِ unternehmen

فعل

تلفظ
[ˌʊntɐˈneːmən], [ˈʊntɐˌneːmən]
همهٔ صورت‌ها
  • unternommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • unternehmenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
  • unternehmendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
  • unternommenجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • unternimmمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • unternehmtمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • unternehmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
  • unternehmeمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • unternimmstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • unternehmestمعلوم، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • unternimmtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • unternehmeمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • unternehmenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
  • unternehmenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • unternehmtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • unternehmetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • unternehmenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سوم‌شخص
  • unternehmenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • unternahmمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • unternähmeمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • unternahmstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • unternähmestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • unternähmstمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • unternahmمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • unternähmeمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • unternahmenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
  • unternähmenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • unternahmtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • unternähmetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • unternähmtمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • unternahmenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • unternähmenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • unternehmenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
  • unterzunehmenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
  • unternehmendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
  • untergenommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
  • unterzunehmendergerundive، participle، جداشدنی
  • nimm unterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • nehmt unterمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • nehme unterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
  • nehme unterمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • unternehmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • unternehmeمعلوم، اول‌شخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nimmst unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • nehmest unterمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • unternimmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • unternehmestمعلوم، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nimmt unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • nehme unterمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • unternimmtمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • unternehmeمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nehmen unterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
  • nehmen unterمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • unternehmenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
  • unternehmenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nehmt unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • nehmet unterمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • unternehmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • unternehmetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nehmen unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سوم‌شخص
  • nehmen unterمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • unternehmenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • unternehmenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nahm unterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
  • nähme unterمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • unternahmمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • unternähmeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmst unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • nähmest unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nähmst unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • unternahmstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • unternähmestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • unternähmstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahm unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • nähme unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • unternahmمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • unternähmeمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nahmen unterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
  • nähmen unterمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • unternahmenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
  • unternähmenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmt unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی
  • nähmet unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • nähmt unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • unternahmtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • unternähmetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • unternähmtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nahmen unterمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سوم‌شخص
  • nähmen unterمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • unternahmenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • unternähmenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • untergenommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

۱man muss etwas dagegen unternehmen

باید بر علیه چیزی کاری کرد

تأییدنشده

۲Egal was er unternimmt, für mich macht es keinen Unterschied.

چیزی که او انجام می دهد برای من تفاوتی ندارد.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: Tamy (de #1805297), Esperantodan (fa #699794), Tatoeba
منابع و مجوزها