واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

غمگین

تأییدنشده

ġamgin[qæm.ɡʲiːn]

unglücklich
صفت برتر:
unglücklicher
صفت برترین:
am unglücklichsten
صفت

نمونه با unglücklich

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Der glückliche Mann verliert seine Frau, der unglückliche sein Pferd.

مرد خوشبخت زنش را از دست می‌دهد، مرد بدبخت اسبش را.

صفت

  • غمگینġamgin[qæm.ɡʲiːn](traurig, deprimiert, bedrückt)تأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • ناجور(ungünstig)تأییدنشده
  • ناگوارnâgovârناگُوار[nɒː.ɡo.vɒ́ːɹ](ungünstig)تأییدنشده
  • ناراحت کننده(ungünstig)تأییدنشده
  • نارحت(traurig, deprimiert, bedrückt)تأییدنشده
  • بخت بر گشتهبَخت بَر گَشتهتأییدنشده
  • شقیšaqiشَقی[ʃæ.ʁíː]تأییدنشده

دستور زبان unglücklich

صفت

خوانش
[ˈʊnˌɡlʏklɪç]
همهٔ ریخت‌ها
  • unglücklichصفت ساده
  • unglücklicherصفت برتر
  • am unglücklichstenصفت برترین
  • unglücklicherمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • unglücklicheمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • unglücklichesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • unglücklicheحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • unglücklichenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • unglücklicherمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • unglücklichenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • unglücklicherحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • unglücklichemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • unglücklicherحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • unglücklichemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • unglücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • unglücklichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • unglücklicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • unglücklichesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • unglücklicheحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • unglücklicheمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklicheمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklicheخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklichenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • unglücklichenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklichenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklichenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklichenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • unglücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • unglücklichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklicheحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklichenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • unglücklicherمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • unglücklicheمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • unglücklichesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • unglücklichenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • unglücklichenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • unglücklichenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • unglücklichenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • unglücklichenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • unglücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • unglücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • unglücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • unglücklichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • unglücklichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • unglücklicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • unglücklichesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • unglücklichenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • unglücklichererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • unglücklichereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • unglücklicheresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • unglücklichereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • unglücklichererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • unglücklichererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • unglücklicheremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • unglücklichererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • unglücklicheremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • unglücklicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • unglücklichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • unglücklicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • unglücklichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • unglücklichereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklichereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklichereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklicherenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • unglücklicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • unglücklicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • unglücklichererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • unglücklichereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • unglücklicheresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • unglücklicherenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • unglücklicherenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • unglücklicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • unglücklicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • unglücklichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • unglücklicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • unglücklicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • unglücklichsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • unglücklichsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • unglücklichsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • unglücklichsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • unglücklichstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • unglücklichstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • unglücklichstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • unglücklichstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • unglücklichstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • unglücklichstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • unglücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • unglücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • unglücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • unglücklichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • unglücklichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • unglücklichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • unglücklichstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • unglücklichstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Alle glücklichen Familien sind einander ähnlich; aber jede unglückliche Familie ist auf ihre besondere Art unglücklich.

همهٔ خانواده‌های خوشبخت مثل هم هستند؛ اما همهٔ خانوادهای بدبخت به شیوهٔ مخصوص خود بدبخت هستند.

۱Der glückliche Mann verliert seine Frau, der unglückliche sein Pferd.

مرد خوشبخت زنش را از دست می‌دهد، مرد بدبخت اسبش را.

۳Viele Menschen wissen, dass sie unglücklich sind. Aber noch mehr Menschen wissen nicht, dass sie glücklich sind.

بسیاری از مردم می‌دانند که نگونبخت هستند. اما بسیاری بیشتر نمی‌دانند که خوشبخت هستند.

۴Ich wäre unglücklich, aber ich würde keinen Selbstmord begehen.

خوشبخت نخواهم بود، ولی خود را نخواهم کشت.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۵Ich schloss aus unserer Unterhaltung, dass er mit seiner Arbeit unglücklich war.

من از گفتگویمان استنباط کردم که او از شغلش ناراضی است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۶Ich wäre unglücklich, aber ich würde keinen Selbstmord begehen.

ناراحت خواهم بود ولی خودم را نخواهم کشت.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #4948582), cojiluc (fa #8107899), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #2357028), cojiluc (fa #8090322), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #1264289), cojiluc (fa #8184373), Tatoeba
  4. ۴: MUIRIEL (de #161), mahdiye (fa #4714886), Tatoeba
  5. ۵: Tamy (de #1814238), cojiluc (fa #9453758), Tatoeba
  6. ۶: MUIRIEL (de #161), kuarash (fa #3840488), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها