فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تقریبی

ungefähr
صفت

مثال با ungefähr

۱Ungefähr ein Monat.

حدودا یک ماه.

صفت

  • تقریبیتَقریبی
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زبرzabar, zebar[zæ.bæɹ][ze.bæɹ]تأییدنشده

قید

  • تقریباtaġribanتَقریباً[t̪ʰæʁ.ɹiː.bæn](imprecise but close to in quantity or amount)

نوع واژه نامشخص

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قریبقَریبتأییدنشده
  • تخمیناتَخمیناًتأییدنشده

دستور زبانِ ungefähr

صفت

تلفظ
[ˈʊnɡəfɛːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • ungefährصفت مطلق
  • ungefährerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ungefähreمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ungefähresخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ungefähreحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • ungefährenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ungefährerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ungefährenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ungefährerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • ungefähremحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ungefährerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ungefähremحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ungefährenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • ungefährenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ungefähreحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ungefähresحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • ungefähreحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • ungefähreمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ungefähreمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ungefähreخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ungefährenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • ungefährenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ungefährenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ungefährenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ungefährenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • ungefährenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ungefährenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ungefährenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ungefährenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • ungefährenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ungefähreحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ungefähreحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • ungefährenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • ungefährerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • ungefähreمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • ungefähresصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • ungefährenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • ungefährenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ungefährenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ungefährenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • ungefährenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • ungefährenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ungefährenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ungefährenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • ungefährenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • ungefährenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ungefähreحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • ungefähresحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • ungefährenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

قید

تلفظ
[ˈʊnɡəfɛːɐ̯]

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

۲Ich wiege ungefähr 60 Kilo.

وزن من حدودا ۶۰ کیلو است.

۳Ist es ungefähr zehn Uhr?

ساعت حدودا ده است؟

۱Ungefähr ein Monat.

حدودا یک ماه.

۴Das Herz eines Menschen ist ungefähr genauso groß wie seine Faust.

قلب یک انسان تقریبا به بزرگی مشتش است.

۵Morgens wache ich immer ungefähr um sieben Uhr auf.

بامدادان من همیشه حول ساعت هفت بیدار می‌شوم.

۶Tom hat eine Schwester ungefähr in deinem Alter.

تام یک خواهر هم سن تو داره.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۷Ich habe eine ungefähre Ahnung, wo es ist.

کمابیش می‌دانم کجا است.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۸in etwa, ungefähr

قریب

تأییدنشده

۹Ich habe eine ungefähre Ahnung, wo das ist.

کمابیش می‌دانم کجا است.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Zaghawa (de #2302882), cojiluc (fa #8486648), Tatoeba
  2. ۲: Sudajaengi (de #927968), Suroosh (fa #11806948), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #770470), cojiluc (fa #10552003), Tatoeba
  4. ۴: MUIRIEL (de #587059), cojiluc (fa #7582753), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #815195), cojiluc (fa #8140137), Tatoeba
  6. ۶: Esperantostern (de #1769378), ismaximum (fa #2179063), Tatoeba
  7. ۷: cost (de #588713), ghasemkiani (fa #912542), Tatoeba
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: cost (de #588712), ghasemkiani (fa #912542), Tatoeba
منابع و مجوزها