کوچیدن
تأییدنشده
kučidan[kʰuː.t͡ʃʰiː.d̪ǽn]
umziehen فعل
فعل
- کوچیدنkučidan[kʰuː.t͡ʃʰiː.d̪ǽn](to change residence)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اسباب کشی کردناَسباب کِشی کَردَن(Wohnung)تأییدنشده
- بنه کن رفتن بهبُنه کَن رَفتَن به(von Stadt zu Stadt)تأییدنشده
- عوض کردنavaz kardanعَوَض کَردَن[ʔæ.vǽz kʰʲæɹ.d̪æn](Kleidung)تأییدنشده
دستور زبانِ umziehen
فعل
- تلفظ
- [ˈʊmˌt͡siːən], [ˌʊmˈt͡siːən]
همهٔ صورتها
- umgezogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- umziehenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
- umzuziehenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
- umziehendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
- umgezogenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
- umzuziehendergerundive، participle، جداشدنی
- zieh umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- ziehe umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- zieht umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- ziehe umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
- ziehe umمعلوم، اولشخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umzieheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- umzieheمعلوم، اولشخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- ziehst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- ziehest umمعلوم، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umziehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- umziehestمعلوم، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zieht umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- ziehe umمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umziehtمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umzieheمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- ziehen umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
- ziehen umمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- umziehenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
- umziehenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zieht umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- ziehet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- umziehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- umziehetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- ziehen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سومشخص
- ziehen umمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umziehenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- umziehenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- zog umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
- zöge umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umzogمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- umzögeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zogst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- zögest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- zögst umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umzogstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- umzögestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- umzögstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zog umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- zöge umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umzogمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umzögeمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- zogen umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
- zögen umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- umzogenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
- umzögenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zogt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی
- zöget umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- zögt umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- umzogtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- umzögetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- umzögtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zogen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سومشخص
- zögen umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umzogenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- umzögenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- umziehenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
- umziehendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
- umzogenجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- umziehمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- umzieheمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- umziehtمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- umzieheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
- umzieheمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umziehstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- umziehestمعلوم، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umziehtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سومشخص
- umzieheمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umziehenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
- umziehenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- umziehtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- umziehetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- umziehenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سومشخص
- umziehenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umzogمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
- umzögeمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umzogstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- umzögestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umzögstمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umzogمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- umzögeمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umzogenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
- umzögenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- umzogtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- umzögetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- umzögtمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- umzogenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- umzögenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umzogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
مثالها
Ich musste mich umziehen, weil das, was ich gerade trug, der Situation nicht angemessen war.
من باید لباسامو عوض میکردم چون چیزی که پوشیده بودم مناسب اون وضعیت نبود.
ترجمهٔ غیرمستقیم
منابع و ارجاعها
- ۱: Pfirsichbaeumchen (de #3786473), Esishabani (fa #4980412), tatoeba.org
منابع و مجوزها