فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حرف‌نویسی کردن

تأییدنشده

umschreiben فعل

فعل

  • حرف‌نویسی کردن(to represent letters or words in the characters of another alphabet or script)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نویسه‌گردانی کردن(to represent letters or words in the characters of another alphabet or script)تأییدنشده
  • بازنویسی کردن(transitiv: etwas Geschriebenes nochmals bearbeiten)تأییدنشده
  • واگذار کردنvâgozâr kardanواگُذار کَردَن[vɒː.ɡo.ˈzɒːɹ kʰʲæɹ.d̪æn](transitiv: etwas auf jemand anderen übertragen)تأییدنشده

دستور زبانِ umschreiben

فعل

تلفظ
[ʊmˈʃʁaɪ̯bn̩], [ˈʊmˌʃʁaɪ̯bn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • umschriebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • umschreibenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
  • umschreibendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
  • umschriebenجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • umschreibمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • umschreibeمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • umschreibtمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • umschreibeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
  • umschreibeمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umschreibstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • umschreibestمعلوم، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umschreibtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • umschreibeمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umschreibenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
  • umschreibenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • umschreibtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • umschreibetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • umschreibenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سوم‌شخص
  • umschreibenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umschriebمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • umschriebeمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umschriebstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • umschriebestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umschriebمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • umschriebeمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umschriebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
  • umschriebenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • umschriebtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • umschriebetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • umschriebenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • umschriebenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umschreibenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
  • umzuschreibenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
  • umschreibendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
  • umgeschriebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
  • umzuschreibendergerundive، participle، جداشدنی
  • schreib umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • schreibe umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • schreibt umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • schreibe umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
  • schreibe umمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umschreibeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • umschreibeمعلوم، اول‌شخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schreibst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • schreibest umمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umschreibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • umschreibestمعلوم، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schreibt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • schreibe umمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umschreibtمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umschreibeمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schreiben umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
  • schreiben umمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • umschreibenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
  • umschreibenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schreibt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • schreibet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • umschreibtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • umschreibetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schreiben umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سوم‌شخص
  • schreiben umمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umschreibenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umschreibenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schrieb umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
  • schriebe umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umschriebمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • umschriebeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schriebst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • schriebest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umschriebstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • umschriebestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schrieb umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • schriebe umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umschriebمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umschriebeمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schrieben umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
  • schrieben umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • umschriebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
  • umschriebenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schriebt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی
  • schriebet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • umschriebtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • umschriebetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schrieben umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سوم‌شخص
  • schrieben umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umschriebenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umschriebenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umgeschriebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی

مثال‌ها

Schreiben, um nicht in Vergessenheit zu geraten

می نویسی که ماندگار شوی

منابع و ارجاع‌ها