فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چرخیدن

čarxidan[t͡ʃʰæɹ.xiː.d̪ǽn]

umlaufen فعل

فعل

  • چرخیدنčarxidanچَرخیدَن[t͡ʃʰæɹ.xiː.d̪ǽn]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دوران کردندوران کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ umlaufen

فعل

تلفظ
[ˈʊmˌlaʊ̯fn̩], [ʊmˈlaʊ̯fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • umgelaufenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • umlaufenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • umlaufeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • umlaufenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • umlaufeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • umlaufenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • umlaufenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • umlaufenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • umlaufenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • umlaufenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • umlaufenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • umlaufenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • umlaufenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • umlaufenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • umlaufeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • umlaufenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • umlaufeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • umlaufeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • umlaufeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • umlaufeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • umlaufenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • umlaufenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • umlaufenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • umlaufenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • umlaufenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • umlaufenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • umlaufenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • umlaufenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • umlaufenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • umlaufenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • umlaufeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • umlaufeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • umlaufenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • umlaufenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • umlaufeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • umlaufenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • umlaufenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • umlaufenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • umlaufenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • umlaufenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • umlaufenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • umlaufenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • umlaufenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • umlaufenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • umlaufenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • umlaufenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • umlaufeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • umlaufenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • umlaufenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • umzulaufenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
  • umlaufendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
  • umgelaufenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
  • umzulaufendergerundive، participle، جداشدنی
  • lauf umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • laufe umمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • lauft umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • laufe umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
  • laufe umمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umlaufeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • umlaufeمعلوم، اول‌شخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • läufst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • laufest umمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umläufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • umlaufestمعلوم، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • läuft umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • laufe umمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umläuftمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umlaufeمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • laufen umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
  • laufen umمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • lauft umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی
  • laufet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
  • umlauftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • umlaufetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • laufen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سوم‌شخص
  • laufen umمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lief umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
  • liefe umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umliefمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • umliefeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liefst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد
  • liefest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umliefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
  • umliefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lief umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سوم‌شخص
  • liefe umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umliefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umliefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • liefen umمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
  • liefen umمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • umliefenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
  • umliefenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lieft umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی
  • liefet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
  • umlieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، subordinate clause
  • umliefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liefen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سوم‌شخص
  • liefen umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umliefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umliefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • umlaufendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
  • umlaufمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • umlaufeمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • umlauftمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • umlaufeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
  • umlaufeمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umläufstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • umlaufestمعلوم، جدانشدنی، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • umläuftمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • umlaufeمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • umlauftمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص
  • umlaufetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • umliefمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • umliefeمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umliefstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • umliefestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • umliefمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • umliefeمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • umliefenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
  • umliefenمعلوم، اول‌شخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • umlieftمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • umliefetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • umliefenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • umliefenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Lauf um dein Leben!

برای زندگی ات بدو!

ترجمهٔ غیرمستقیم

Lauft um euer Leben!

برای زندگی ات بدو!

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #1205795), mahdiye (fa #772515), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #1205794), mahdiye (fa #772515), tatoeba.org
منابع و مجوزها