برگرداندن
تأییدنشده
bar-gardândan[bæɹ.ɡʲæɹ.d̪ɒːn̪.d̪æn]
umdrehen فعل
فعل
- برگرداندنbar-gardândanبَر گَرداندَن[bæɹ.ɡʲæɹ.d̪ɒːn̪.d̪æn](Umkehr)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- چرخاندنčarxândanچَرخاندَن[t͡ʃʰæɹ.xɒːn̪.d̪ǽn]تأییدنشده
- برعکس کردنبَرعَکس کَردَن(Umkehr)تأییدنشده
- چرخ زدنچَرخ زَدَن(Umkehr)تأییدنشده
دستور زبانِ umdrehen
فعل
- تلفظ
- [ˈʊmˌdʁeːən]
همهٔ صورتها
- umgedrehtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- umzudrehenمعلوم، extended، مصدر
- umdrehendمعلوم، participle، حال
- umgedrehtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- umzudrehendergerundive، participle
- umzudrehendegerundive، participle
- dreh umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- drehe umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- dreht umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- drehe umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- drehe umمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umdreheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- umdreheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- drehst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- drehest umمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umdrehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umdrehestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- dreht umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- drehe umمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umdrehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umdreheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- drehen umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- drehen umمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- dreht umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- drehet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- umdrehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- umdrehetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- drehen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- drehen umمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- drehte umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- drehte umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umdrehteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- umdrehteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- drehtest umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- drehtest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umdrehtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- umdrehtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- drehte umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- drehte umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umdrehteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umdrehteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- drehten umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- drehten umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- umdrehtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- umdrehtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- drehtet umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- drehtet umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- umdrehtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- umdrehtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- drehten umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- drehten umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umdrehtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- umdrehtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- umgedrehtparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
- Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive
- Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، statal reflexive
- mich umdreheمعلوم، حال، reflexive، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sich umdreheمعلوم، حال، reflexive
- umzudrehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzudrehendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzudrehendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- umzudrehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- umzudrehendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- umzudrehendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- umzudrehendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- umzudrehendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- umzudrehendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
مثالها
Auf seinem Weg muss man sich umdrehen, um sich selbst zu finden.
آدم در راه خودش باید بچرخد تا خود را پیدا کند.
umdrehen, Innenseite nach aussen
پشت رو کردن
منابع و ارجاعها
- ۱: Rovo (de #10110522), cojiluc (fa #12764319), tatoeba.org
- ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها