هرچند
harčand[hæɹ.t͡ʃʰǽn̪d̪̥]
حرف ربط
- هرچند
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اگرچه
قید
- با وجود این
- بااینوجود
- با این حال
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گرچه
- هنوز
- باز هم
- در هر حال
- در هر صورت
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- با وجود این که
دستور زبانِ trotzdem
قید
- تلفظ
- [ˈtʁɔt͡sdeːm]
حرف ربط
- تلفظ
- [tʁɔt͡sˈdeːm]
نوع واژه نامشخص
مثالها
Sage es trotzdem!
به هر حال بگو!
Der Freund ist einer, der alles von dir weiß, und der dich trotzdem liebt.
دوست کسی است که همه چیز از تو میداند، اما با این حال تو را دوست میدارد.
vom gleichen Stamm und trotzdem verschieden
پنج انگشت برادرند برابر نیستند