فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سوگواری کردن

sugvâri kardan[suːɡʲ.vɒː.ɹíː kʰʲæɹ.d̪æn]

trauern فعل

فعل

  • سوگواری کردنsugvâri kardan[suːɡʲ.vɒː.ɹíː kʰʲæɹ.d̪æn](express sadness for, grieve over)(mourn)
  • غصه خوردنġosse xordanغُصه خوردَن[qos.se xoɹ.d̪æn](be sad)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عزادار بودنعَزادار بودَنتأییدنشده
  • ماتم گرفتنماتِم گِرِفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ trauern

فعل

تلفظ
[ˈtʁaʊ̯ɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • getrauertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • trauerndمعلوم، participle، حال
  • getrauertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • trauerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • trauereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • traureمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • trauertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • trauerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • trauereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • traureمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • trauereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • traureمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • trauerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • trauerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • trauertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • trauereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • traureمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • trauertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • trauertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • trauerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • trauerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • trauertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • trauertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • trauerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • trauerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • trauertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • trauertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • trauertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • trauertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • trauertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • trauertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Es ist nicht gut zu trauern, wenn die Beerdigung vorbei ist.

سوگواری هنگامی که خاکسپاری گذشته است خوب نیست.

er trauerte 3 Wochen

او سه هفته ماتم گرفت

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4997986), cojiluc (fa #10431053), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها