فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تمام‌عیار

تأییدنشده

total صفت

صفت

  • تمام‌عیارتَمام عِیارتأییدنشده

دستور زبانِ total

صفت

تلفظ
[toˈtaːl]
همهٔ صورت‌ها
  • totalerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totaleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totalesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totaleحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • totalenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totalerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totalenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totalerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • totalemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totalerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totalemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totalenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • totalenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totaleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totalesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totaleحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • totaleمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totaleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totaleخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totalenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • totalenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totalenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totalenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totalenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • totalenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totalenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totalenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totalenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • totalenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totaleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totaleحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totalenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • totalerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • totaleمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • totalesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • totalenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • totalenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • totalenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • totalenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • totalenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • totalenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • totalenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • totalenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • totalenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • totalenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • totaleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • totalesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • totalenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich bin total erschöpft.

من کاملا تحلیل رفته‌ام.

Du wirst den Film total spannend finden.

تو فیلم را بسیار مهیج خواهی یافت.

er ist total verblüfft

درجا خشکش می زند

alles geht total bergab

همه چیز به تمامی به قهقهرا می رود

bist du total betrunken

پتیلی

er ist total aufgeschmissen

او مثل خر در گل می ماند

Du hast total recht.

حق کاملا با شماست.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich bin von dem Hundert-Meter-Sprint gerade noch total erschöpft.

من یک دو سرعت 100 متر انجام دادم و به شدت تحلیل رفتم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Auch ohne Make-up ist sie total süß.

حتی بدون آرایش او بسیار بانمک است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ich bin total pleite

کفگیرم به ته دیگ خورده است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: xtofu80 (de #448944), cojiluc (fa #7738808), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1245364), cojiluc (fa #6961423), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: jakov (de #640706), pliiganto (fa #694650), tatoeba.org
  8. ۸: Yorwba (de #10529433), manelie (fa #12176527), tatoeba.org
  9. ۹: Vortarulo (de #13764255), mahdiye (fa #916317), tatoeba.org
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها