فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تلفن زدن

telefonieren فعل

فعل

  • تلفن زدن((transitive) to (attempt to) contact (someone) using a telephone; (intransitive) to (attempt to) contact someone using a)(to call (someone) on the telephone)(intransitiv: mithilfe eines Telefons mit jemandem sprechen)
  • تلفن کردنتِلِفُن کَردَن((transitive) to (attempt to) contact (someone) using a telephone; (intransitive) to (attempt to) contact someone using a)(to call (someone) on the telephone)(to contact by telephone)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زنگ زدنzang zadanزَنگ زَدَن((transitive) to (attempt to) contact (someone) using a telephone; (intransitive) to (attempt to) contact someone using a)(to call (someone) on the telephone)(to contact by telephone)تأییدنشده

دستور زبانِ telefonieren

فعل

تلفظ
[teləfoˈniːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • telefoniertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • telefonierenمعلوم، مصدر، حال
  • telefonierendمعلوم، participle، حال
  • telefoniertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • telefonierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • telefoniereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • telefoniertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • telefoniereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • telefoniereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • telefonierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • telefonierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • telefoniertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • telefoniereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • telefonierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • telefonierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • telefoniertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • telefonieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • telefonierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • telefonierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • telefonierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • telefonierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • telefoniertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • telefoniertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • telefonierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • telefonierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • telefoniertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • telefoniertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • telefoniertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • telefoniertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • telefoniertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • telefoniertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Es ist gefährlich, gleichzeitig zu telefonieren und zu fahren.

این خطرناک است که همزمان رانندگی کنید و با تلفن صحبت کنید.

Ich habe mit ihm telefoniert.

به او تلفن کردم.

Mit wem telefonierst du?

با کی حرف می زنی؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #138816), mkia (fa #1976356), tatoeba.org
  2. ۲: Jens_Odo (de #3766644), AsliAbbasi (fa #3186905), tatoeba.org
  3. ۳: maaster (de #12215190), AsliAbbasi (fa #1128866), tatoeba.org
منابع و مجوزها