فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

افشاندن

تأییدنشده

afšândan[ʔæf.ʃɒːn̪.d̪ǽn]

streuen فعل

فعل

  • افشاندنafšândanاَفشاندَن[ʔæf.ʃɒːn̪.d̪ǽn](to distribute objects or pieces of something)تأییدنشده

دستور زبانِ streuen

فعل

تلفظ
[ˈʃtʁɔɪ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • gestreutparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • streuendمعلوم، participle، حال
  • gestreutparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • streuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • streueمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • streutمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • streueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • streueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • streustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • streuestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • streutمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • streueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • streutمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • streuetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • streuteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • streuteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • streutestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • streutestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • streuteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • streuteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • streutenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • streutenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • streutetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • streutetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • streutenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • streutenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Sand in die Augen streuen

خاک توی چشم کسی پاشیدن

منابع و ارجاع‌ها