رفتن به محتوافعل
- نوازش کردننَوازِش کَردَن(to move one’s hand or an object along (a surface) in one direction, touching it lightly)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نواختنnavâxtan[næ.vɒːx.t̪ʰæn]تأییدنشده
- دست به سر و روی کسی کشیدندَست به سَر و رویِ کِسی کِشیدَنتأییدنشده
دستور زبانِ streicheln
فعل
- تلفظ
- [ˈʃtʁaɪ̯çl̩n]
همهٔ صورتها
- gestreicheltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- streichelnمعلوم، مصدر، حال
- streichelndمعلوم، participle، حال
- gestreicheltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- streichleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- streichelمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- streicheleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- streicheltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- streichleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- streichelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- streicheleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- streicheleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- streichleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- streichelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- streichelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- streichlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- streicheltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- streicheleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- streichleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- streichelnمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- streichelnمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- streicheltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- streicheltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- streichletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- streichelnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- streichelnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- streichelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- streichelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- streicheltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- streicheltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- streichelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- streichelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- streicheltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- streicheltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- streicheltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- streicheltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- streicheltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- streicheltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- streichelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- streicheletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
مثالها
sie streichelte ihn
او را نوازش کرد
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها