فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نوازش کردن

streicheln فعل

فعل

  • نوازش کردننَوازِش کَردَن(to move one’s hand or an object along (a surface) in one direction, touching it lightly)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نواختنnavâxtan[næ.vɒːx.t̪ʰæn]تأییدنشده
  • دست به سر و روی کسی کشیدندَست به سَر و رویِ کِسی کِشیدَنتأییدنشده

دستور زبانِ streicheln

فعل

تلفظ
[ˈʃtʁaɪ̯çl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gestreicheltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • streichelnمعلوم، مصدر، حال
  • streichelndمعلوم، participle، حال
  • gestreicheltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • streichleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • streichelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • streicheleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • streicheltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • streichleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • streichelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • streicheleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • streicheleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • streichleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • streichelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • streichelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • streichlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • streicheltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • streicheleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • streichleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • streichelnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • streichelnمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • streicheltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • streicheltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • streichletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • streichelnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • streichelnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • streichelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • streichelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • streicheltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • streicheltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • streichelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • streichelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • streicheltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • streicheltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • streicheltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • streicheltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • streicheltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • streicheltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • streichelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • streicheletمعلوم، جمع، حال، subjunctive

مثال‌ها

sie streichelte ihn

او را نوازش کرد

منابع و ارجاع‌ها