فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بستن

تأییدنشده

bastan[bæs.t̪ʰǽn]

stopfen فعل

فعل

  • بستنbastanبَستَن[bæs.t̪ʰǽn](to close an opening)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چپاندنچَپاندَنتأییدنشده
  • رفوگری کردنرُفوگَری کَردَن(flicken)تأییدنشده

دستور زبانِ stopfen

فعل

تلفظ
[ˈʃtɔp͡fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gestopftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • stopfendمعلوم، participle، حال
  • gestopftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • stopfمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stopfeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stopftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stopfeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • stopfeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stopfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stopfestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stopftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stopfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stopftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stopfetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • stopfteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stopfteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stopftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • stopftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stopfteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stopfteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stopftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • stopftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stopftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • stopftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stopftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • stopftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

in die Tasche stopfen

توی کیف چپاندن

wir stopften uns den Bauch voll

طبلهٔ شکم را انباشتیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها