فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شروع کردن

šoru' kardan[ʃo.ɹuːʔ kʰʲæɹ.d̪æn]

starten فعل

فعل

  • شروع کردنšoru' kardanشُروع کَردَن[ʃo.ɹuːʔ kʰʲæɹ.d̪æn](to begin)(to start, to initiate (transitive))
  • آغاز کردنâġâz kardanآغاز کَردَن[ʔɒː.ɢɒːz kʰʲæɹ.d̪æn](to begin)(to start, to initiate (transitive))
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آغازیدنâġâzîdanآغازیدَن[ʔɒː.ɢɒː.ziː.d̪ǽn](to begin)رسمی، ادبیتأییدنشده

دستور زبانِ starten

فعل

تلفظ
[ˈʃtaʁtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gestartetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • startendمعلوم، participle، حال
  • gestartetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • starteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • startمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • startetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • starteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • starteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • startestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • startestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • startetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • starteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • startetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • startetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • starteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • starteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • startetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • startetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • starteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • starteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • startetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • startetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • startetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • startetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • startetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • startetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich will nicht als Adler starten und als Suppenhuhn landen.

من نمی‌خواهم مانند یک عقاب شروع کنم و مانند یک مرغ پخته فرود بیایم.

Lasst uns das Fest starten!

بگذار بزم را آغاز کنیم.

Kriege in Europa starten selten an einem Mittwoch.

جنگها در اروپا به ندرت وسط هفته آغاز می‌شوند.

Ein Hubschrauber ist in der Lage, senkrecht zu starten und zu landen.

هلیکوپتر در وضعیتی است که می‌تواند عمودی بلند شود و فرود آید.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #6974754), cojiluc (fa #12732697), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4063198), cojiluc (fa #8144055), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #10677536), cojiluc (fa #10677539), tatoeba.org
  4. ۴: Espi (de #867667), cojiluc (fa #11122629), tatoeba.org
منابع و مجوزها