فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پس انداز کردن

sparen فعل

فعل

  • پس انداز کردنپَس اَنداز کَردَن(to accumulate money)

دستور زبانِ sparen

فعل

تلفظ
[ˈʃpaːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • gespartparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • sparendمعلوم، participle، حال
  • gespartparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • sparمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spareمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spartمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • spareمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • spareمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sparstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sparestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • spartمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • spareمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • spartمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sparetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • sparteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • sparteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • spartestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • spartestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • sparteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • sparteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • spartenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • spartenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • spartetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • spartetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • spartenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • spartenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Von den Reichen kann man sparen lernen, von den Armen kochen.

از اغنیا می‌توان پس‌انداز کردن را یاد گرفت، از مستمندان غذا پختن را.

Bei den Reichen lernt man sparen, bei den Armen kochen.

آدم نزد اغنیا پس‌انداز کردن را یاد می‌گیرد و نزد فقرا پختن را.

Bei den Reichen kann man sparen lernen und bei den Armen kochen.

نزد ثروتمندان می‌توان پس‌انداز کردن را یاد گرفت و نزد فقیران آشپزی کردن را.

Ich bin arbeitslos, deshalb kann ich nichts sparen.

من بیکارم،در این شرایط نمی توانم پس انداز کنم

Eine Glatze zu haben, hat wenigstens einen Vorteil - man spart viel Shampoo.

تاس بودن لااقل یک فایده دارد—صرفه‌جویی زیادی در شامپو می‌کنید.

sparen Sie mir die Mühe

زحمتم نکنید

Wenn man sich selbst seine Kleidung herstellt, spart man Geld.

اگر لباس‌هایتان را خودتان تهیه کنید، پول زیادی صرفه‌جویی می‌کنید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Spare dir dein leutseliges Verhalten.

خودم بلدم چیکار کنم. (وقتی کسی طوری رفتار می کنه که انگار بلد نیستی یا نمی دونی یا می خواد کمکت کنه)

ترجمهٔ غیرمستقیم

diese Mühe konnte ich mir sparen

من معاف از زحمت شدم

ich möchte Ihnen die Mühe sparen

دلم میخواهد زحمت شمارا کم کنم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2121288), cojiluc (fa #7555727), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #836478), cojiluc (fa #8159704), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1061757), cojiluc (fa #7548495), tatoeba.org
  4. ۴: mikazock (de #331940), mkia (fa #1973607), tatoeba.org
  5. ۵: MUIRIEL (de #570168), ghasemkiani (fa #809577), tatoeba.org
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #3045201), ghasemkiani (fa #866466), tatoeba.org
  8. ۸: Pfirsichbaeumchen (de #1625944), ismaximum (fa #2171557), tatoeba.org
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها