واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

امن

amn

sicher
صفت برتر:
sicherer, sichrer
صفت برترین:
am sichersten
صفت

نمونه با sicher

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Nachts sind die Strassen nicht sicher.

شب ها خیابانها امن نیستند.

صفت

  • امنamnاَمن(free from attack or danger; protected)(free from the danger of theft; safe)(ungefährlich)
  • ایمنimenایمَن[ʔiː.mén][ʔiː.mǽn](free from attack or danger; protected)(not in danger)(ungefährlich)
  • مطمئنmotma'enمُطمَئِن[mot̪ʰ.mæ.ʔén](Free from the risk of financial loss; reliable)(being very sure of or positive about something)(certain, reliable)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • حتمیحَتمیتأییدنشده

قید

برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • حتماhatmanحَتماً[hæt̪ʰ.mǽn](without question and beyond doubt)تأییدنشده
  • البتهalbatteاَلبَته[ʔæl.bæt̪ʰ.t̪ʰé](naturally)تأییدنشده
  • شایدšâyadشایَد[ʃɒ́ː.jæd̪̥]تأییدنشده

دستور زبان sicher

صفت

خوانش
[ˈzɪçɐ]
همهٔ ریخت‌ها
  • sicherصفت ساده
  • sichererصفت برتر
  • sichrerصفت برتر
  • am sicherstenصفت برترین
  • sichererمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • sichereمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • sicheresخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • sichereحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • sicherenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • sichererمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • sicherenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • sichererحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • sicheremحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • sichererحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • sicheremحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • sicherenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • sicherenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • sichereحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • sicheresحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • sichereحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • sichereمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • sichereمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • sichereخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • sicherenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • sicherenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • sicherenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • sicherenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • sicherenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • sicherenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • sicherenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • sicherenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • sicherenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • sicherenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • sichereحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • sichereحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • sicherenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • sichererمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • sichereمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • sicheresصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • sicherenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • sicherenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • sicherenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • sicherenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • sicherenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • sicherenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • sicherenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • sicherenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • sicherenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • sicherenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • sichereحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • sicheresحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • sicherenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • sicherererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • sichrererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • sicherereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • sichrereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • sichereresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • sichreresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • sicherereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • sichrereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • sichererenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • sichrerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • sicherererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • sichrererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • sichererenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • sichrerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • sicherererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • sichrererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • sichereremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • sichreremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • sicherererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • sichrererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • sichereremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • sichreremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • sichererenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • sichrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • sichererenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • sichrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • sicherereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • sichrereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • sichereresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • sichreresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • sicherereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • sichrereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • sicherereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • sichrereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • sicherereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • sichrereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • sicherereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • sichrereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • sichererenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • sichrerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • sichererenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • sichrerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • sichererenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • sichrerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • sichererenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • sichrerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • sichererenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • sichrerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • sichererenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • sichrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • sichererenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • sichrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • sichererenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • sichrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • sichererenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • sichrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • sichererenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • sichrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • sicherereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • sichrereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • sicherereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • sichrereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • sichererenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • sichrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • sicherererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • sichrererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • sicherereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • sichrereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • sichereresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • sichreresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • sichererenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • sichrerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • sichererenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • sichrerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • sichererenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • sichrerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • sichererenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • sichrerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • sichererenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • sichrerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • sichererenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • sichrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • sichererenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • sichrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • sichererenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • sichrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • sichererenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • sichrerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • sichererenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • sichrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • sicherereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • sichrereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • sichereresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • sichreresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • sichererenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • sichrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • sichersterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • sichersteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • sicherstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • sichersteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • sicherstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • sichersterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • sicherstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • sichersterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • sicherstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • sichersterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • sicherstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • sicherstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • sicherstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • sichersteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • sicherstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • sichersteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • sichersteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sichersteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sichersteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sicherstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sicherstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sicherstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sicherstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sicherstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sicherstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sicherstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sicherstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sicherstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sicherstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sichersteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sichersteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sicherstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • sichersterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • sichersteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • sicherstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • sicherstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • sicherstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • sicherstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • sicherstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • sicherstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • sicherstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • sicherstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • sicherstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • sicherstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • sicherstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • sichersteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • sicherstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • sicherstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲du bekommst sicher Schwierigkeiten

حتما گیر می افتی

تأییدنشده

۳bevor ich nicht sicher bin

تا از قبل متمئن نباشم

تأییدنشده

۴Sind Sie sicher?

مطمئنی؟

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۵Alles, was du brauchst, ist Unwissenheit und Selbstvertrauen und der Erfolg ist sicher.

برای موفقیت فقط نادانی و اعتماد به نفس نیاز است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۶Bist du sicher?

مطمئنی؟

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۷Fahr sicher!

با احتیاط بران.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۸an einen sicheren Ort bringen

به مکان امن بردن

تأییدنشده

۹ganz sicher haben sie sich auf den Weg gemacht

آنها با طمأنینه به راه افتادند

تأییدنشده

۱۰Das Flugzeug landete sicher.

هواپیما به سلامت فرود آمد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۱۱Zwei Dinge sind unendlich, das Universum und die menschliche Dummheit, aber bei ersterem bin ich mir noch nicht ganz sicher.

تنها دو چیز در مقدار بی نهایت اند، هستی و بلاهت بشر، و من در مورد آخری مطمئن نیستم.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: kutschektar (de #7294093), salim346 (fa #5157843), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: Sudajaengi (de #933998), kuarash (fa #3840076), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #836475), cojiluc (fa #6830392), Tatoeba
  6. ۶: MUIRIEL (de #128), kuarash (fa #3840076), Tatoeba
  7. ۷: Espi (de #485458), cojiluc (fa #7963242), Tatoeba
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: Manfredo (de #636466), mahdiye (fa #829426), Tatoeba
  11. ۱۱: MUIRIEL (de #845890), kuarash (fa #3839820), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها