فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

در امان بودن

تأییدنشده

sicher sein عبارت

عبارت

  • در امان بودندَر اَمان بودَنتأییدنشده

دستور زبانِ sicher sein

عبارت

مثال‌ها

vor dem Unheil sicher sein

از گزند در امان بودن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها