فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هوار کشیدن

schreien فعل

فعل

  • هوار کشیدنهَوار کِشیدَن(intransitive: to shout, scream, yell)
  • فریاد زدنfaryâd zadanفَریاد زَدَن[fæɾjɒːd zædæn](intransitive: to shout, scream, yell)
  • فریاد کردنfaryâd kardan[fæɹ.jɒːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪æn](to utter a sudden and loud outcry)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • داد زدنداد زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ schreien

فعل

تلفظ
[ˈʃʁaɪ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • geschrienparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schreiendمعلوم، participle، حال
  • geschrienparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schreiمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schreieمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schreitمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schreieمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schreieمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schreistمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schreiestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schreitمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schreieمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schreitمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schreietمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schrieمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schrieمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schriestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schriestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schrieمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schrieمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schrienمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schrienمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schrietمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schrietمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schrienمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schrienمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der Esel schreit.

خر ار ار کرد.

Sämtliche Jungen schrien.

همهٔ پسرها فریاد می‌زنند.

Tom schrie mich regelrecht an.

تام رسما سرم داد زد.

Er schreit vor Schmerz.

او از درد فریاد می‌زند.

du kannst noch so schreien

هر چه قدر هم بر سر کسی داد بکشی

Dieses Kind hat nur geschrien.

این بچه کاری جز گریه کردن نداشت.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Wer schrie?

چه کسی فریاد زد؟

ترجمهٔ غیرمستقیم

sie schreien um Brot

آنها بخاطر نان داد و هوار راه می اندازند

Mein Baby kann noch nicht sprechen; er schreit nur.

بچه‌ام هنوز نمی‌تواند حرف بزند؛ فقط گریه می‌کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Einer der Jugendlichen schrie.

یکی از نوجوان ها فریاد کشید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #6852799), cojiluc (fa #8175854), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #1898561), cojiluc (fa #7858220), tatoeba.org
  3. ۳: raggione (de #3063876), Pedraam (fa #7955550), tatoeba.org
  4. ۴: nina99nv (de #6061384), cojiluc (fa #13119433), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: Alois (de #1726276), ghasemkiani (fa #809574), tatoeba.org
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #2203907), manelie (fa #12876067), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: Hans_Adler (de #786612), ghasemkiani (fa #780787), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #4268689), deadmarshal (fa #4294345), tatoeba.org
منابع و مجوزها