فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تراشیدن

تأییدنشده

tarâšidan[t̪ʰæ.ɹɒː.ʃiː.d̪æn]

schneiden فعل

فعل

  • تراشیدنtarâšidanتَراشیدَن[t̪ʰæ.ɹɒː.ʃiː.d̪æn](to cut)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بریدنboridanبُریدَن[bo.ɹiː.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ schneiden

فعل

تلفظ
[ˈʃnaɪ̯dn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschnittenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schneidendمعلوم، participle، حال
  • geschnittenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schneidمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schneideمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schneidetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schneideمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schneideمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schneidestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schneidestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schneidetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schneideمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schneidetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schneidetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schnittمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schnitteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schnittestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schnittstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schnittestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schnittمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schnitteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schnittenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schnittenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schnittetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schnittetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schnittenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schnittenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Diese Schere schneidet nicht.

این قیچی نمی‌برد.

Ich schneide eine Zwiebel.

من یک پیاز قاچ می‌کنم.

Arbeiter müssen die Haare kurz geschnitten tragen.

کارگران باید موهای کوتاه داشته باشند.

Möchten Sie die Haare schneiden?

آیا می‌خواهید موهایتان را کوتاه کنید؟

Ich kann mir nicht gleichzeitig die Nägel schneiden und bügeln!

من قادر نیستم همزمان ناخن هایم را کوتاه کنم و اتو بزنم!

Messen musst du siebenmal, schneiden einmal.

هفت بار اندازه بگیر، یکبار ببر.

Diese Scheren schneiden nicht gut.

این قیچی خوب نمی‌برد.

die Frucht in Scheiben schneiden

میوه را قاچ کردن

Schneiden Sie den Lachs in kleine Stücke.

ماهی سالمون را به قطعات کوچک ببر.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Er schnitt die Karotte klein.

او هویج را برید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #3786556), cojiluc (fa #9997443), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #8074790), cojiluc (fa #8165102), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #7951283), cojiluc (fa #8487727), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1689176), cojiluc (fa #8487706), tatoeba.org
  5. ۵: MUIRIEL (de #641), pliiganto (fa #674425), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #5090959), cojiluc (fa #8143662), tatoeba.org
  7. ۷: al_ex_an_der (de #448638), cojiluc (fa #9997452), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: MUIRIEL (de #352606), AsliAbbasi (fa #1601521), tatoeba.org
  10. ۱۰: Tickler (de #3803232), kuarash (fa #3797020), tatoeba.org
منابع و مجوزها