فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رشوه دادن

تأییدنشده

schmieren فعل

فعل

  • رشوه دادنرِشوه دادَن(to give a bribe)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اندودنandudanاَندودَن(to smear or rub over with oil or an unctuous substance)تأییدنشده

دستور زبانِ schmieren

فعل

تلفظ
[ˈʃmiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • geschmiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schmierendمعلوم، participle، حال
  • geschmiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schmierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schmiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schmiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schmiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schmiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schmierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schmierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schmiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schmiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schmiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schmieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schmierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schmierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schmiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schmiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schmierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schmierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schmiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schmiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schmiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schmiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schmiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schmiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

die Kehle schmieren, etwas trinken

گلو تازه کردن

das geht wie geschmiert über unsere Lippen

مثل نقل و نبات بر زبان ما جاری است

jem. Honig um den Bart schmieren

چاپلوسی کسی را کردن

Nicht immer läuft es wie geschmiert.

گاهی اوقات، کار‌ها طبق برنامه پیش نمی‌رود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

das läuft wie geschmiert

همه اش خوب انجام می شود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: Djabby (de #3982498), AchillePoirot (fa #3974228), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها