فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بلعیدن

bal'idan[bæl.ʔiː.d̪ǽn]

schlucken فعل

فعل

  • بلعیدنbal'idanبَلعیدَن[bæl.ʔiː.d̪ǽn](to cause to pass from the mouth into the stomach)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بلع کردنبَلع کَردَنتأییدنشده
  • غورت دادنغورت دادَنتأییدنشده
  • اوباردن(to cause to pass from the mouth into the stomach)ادبیتأییدنشده
  • فرو بردنفُرو بُردَن(to cause to pass from the mouth into the stomach)تأییدنشده
  • قورت دادنqurt dâdanقورَت دادَن(swallow)تأییدنشده
  • جذب کردنjazb kardanجَذب کَردَن[d͡ʒæzb̥ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ schlucken

فعل

تلفظ
[ˈʃlʊkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschlucktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schluckendمعلوم، participle، حال
  • geschlucktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schluckمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schluckeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlucktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schluckeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schluckeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schluckstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schluckestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schlucktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schluckeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schlucktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schlucketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schluckteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schluckteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schlucktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schlucktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schluckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schluckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schlucktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schlucktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schlucktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schlucktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schlucktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schlucktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Diese Tabletten waren schwer zu schlucken.

بلعیدن این قرص‌ها سخت بود.

Pillen muss man schlucken, nicht kauen.

قرصها را باید قورت داد، نه جوید.

er wollte was sagen, schluckte es aber runter

او می خواست چیزی بگوید اما حرف خودرا خورد

ohne Widerspruch das Urteil schlucken

بدون سخنی داوری را نوش جان کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1218774), cojiluc (fa #10780568), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2141727), cojiluc (fa #8167945), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها