فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بد

bad[bæd̪̥]

schlecht صفت

صفت

  • بدbadبَد[bæd̪̥](tricky; stressful; unpleasant)(unfavorable; negative)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بدبو(of breath: malodorous)تأییدنشده
  • ناشایست(not appropriate, of manners etc.)(not suitable or fitting)تأییدنشده
  • ناکارامد(faulty; not functional)تأییدنشده
  • ناجور(not suitable or fitting)تأییدنشده
  • نادرخور(not suitable or fitting)تأییدنشده

قید

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به طور بدتأییدنشده

دستور زبانِ schlecht

صفت

تلفظ
[ʃlɛçt]
همهٔ صورت‌ها
  • schlechterصفت تفضیلی
  • am schlechtestenصفت عالی
  • schlechterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlechteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlechtesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlechteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schlechtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlechterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlechtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlechterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schlechtemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlechterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlechtemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schlechtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlechteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlechtesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlechteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schlechteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechtenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schlechtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechtenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechtenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schlechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schlechtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechtenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schlechterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schlechteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schlechtesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schlechtenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • schlechtenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlechtenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlechtenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schlechtenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schlechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schlechtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schlechtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlechteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlechtesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schlechtenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schlechtererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • schlechtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • schlechteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • schlechtereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • schlechtererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • schlechtererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • schlechteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • schlechtererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • schlechteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • schlechterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • schlechtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • schlechteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • schlechtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • schlechtereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechtereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • schlechterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlechterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • schlechtererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • schlechtereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • schlechteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • schlechterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • schlechterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • schlechterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • schlechterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • schlechtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • schlechteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • schlechterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • schlechtesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schlechtesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlechtesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • schlechtesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • schlechtestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • schlechtestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • schlechtestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schlechtestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schlechtestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • schlechtestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • schlechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schlechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schlechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • schlechtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • schlechtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schlechtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schlechtestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • schlechtestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

قید

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Geld ist ein guter Diener, aber ein schlechter Herr.

پول یک خدمت‌گذار خوب است، اما یک سرور بد.

„Guter Rat ist teuer“, sagte der Advokat und gab schlechten.

وکیل گفت «اندرز خوب گران است» و یک اندرز بد داد.

Die Menschen sind schlecht, sie denken an sich, nur ich denke an mich.

آدمها بد هستند، آنها به خودشان فکر می‌کنند، فقط من به خودم فکر می‌کنم.

Ein guter Freund ist besser als ein schlechter Bruder.

یک دوست خوب بهتر از یک برادر بد است.

Ein schlechtes Mehl wird kein Gewürz verbessern.

هیچ ادویه‌ای یک آرد بد را بهتر نمی‌کند.

Schlechte Bücher schaden dir.

کتابهای بد به تو زیان می‌رسانند.

Das ist eine schlechte Idee.

این یک ایدهٔ بد است.

Rede nicht schlecht von anderen.

از دیگران بد نگو.

Ein Snob ist ein Mensch, für den das Beste gerade schlecht genug ist.

یک اسنوب یک آدم است که برایش بهترین درجه به اندازه کافی بد است.

Schlechter Weizen gibt immer schlechtes Brot.

از گندم بد نان خوب بدست نمی‌آید.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1229457), cojiluc (fa #7547904), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2409669), cojiluc (fa #10744779), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #719879), cojiluc (fa #8151216), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5234979), cojiluc (fa #8142194), tatoeba.org
  5. ۵: al_ex_an_der (de #2808397), cojiluc (fa #7581630), tatoeba.org
  6. ۶: Zaghawa (de #1756029), cojiluc (fa #8287029), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #1252401), cojiluc (fa #8141795), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1130003), cojiluc (fa #8141774), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #2481385), cojiluc (fa #12729506), tatoeba.org
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #5845500), cojiluc (fa #6963870), tatoeba.org
منابع و مجوزها