فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خوابیده

تأییدنشده

schlafend صفت

صفت

  • خوابیده(in a state of sleep)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خفتهxofte[xof.t̪ʰe](inactive, asleep, suspended)تأییدنشده
  • غنودهġonude(inactive, asleep, suspended)تأییدنشده

دستور زبانِ schlafend

صفت

تلفظ
[ˈʃlaːfn̩t]
همهٔ صورت‌ها
  • schlafenderمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlafendeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlafendesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlafendeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schlafendenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlafenderمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlafendenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlafenderحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schlafendemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlafenderحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlafendemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlafendenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schlafendenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlafendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlafendesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlafendeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schlafendeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlafendeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlafendeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlafendenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schlafendenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlafendenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlafendenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlafendenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schlafendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlafendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlafendenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlafendenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schlafendenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlafendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlafendeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlafendenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schlafenderمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schlafendeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schlafendesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schlafendenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • schlafendenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlafendenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlafendenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schlafendenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schlafendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlafendenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlafendenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schlafendenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schlafendenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlafendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlafendesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schlafendenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Tritt nicht auf die schlafende Schlange!

روی مارهای خوابیده پا نگذار.

Schlafende Hunde soll man nicht wecken.

سگهای خواب را نباید بیدار کرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5231041), cojiluc (fa #7031167), tatoeba.org
  2. ۲: lilygilder (de #341902), cojiluc (fa #10770762), tatoeba.org
منابع و مجوزها