فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شرح دادن

šarh dâdan

schildern فعل

فعل

  • شرح دادنšarh dâdanشَرح دادَن(etwas anschaulich und detailreich erzählen, beschreiben)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به ریز گزارش دادن(etwas anschaulich und detailreich erzählen, beschreiben)تأییدنشده
  • نقش کردننَقش کَردَنتأییدنشده
  • تشریح کردنتَشریح کَردَنتأییدنشده
  • توصیف کردنtowsif kardanتوصیف کَردَن[t̪ʰow.siːf kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • روایت کردنrevâyat kardanرِوایَت کَردَن[ɹe.vɒː.jǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • نقل کردننَقل کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ schildern

فعل

تلفظ
[ˈʃɪldɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • geschildertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schilderndمعلوم، participle، حال
  • geschildertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schilderمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schildereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schildreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schildertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schilderمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schildereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schildreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schildereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schildreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schilderstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schilderstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schildertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schildereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schildreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schildertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schildertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schilderteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schilderteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schildertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schildertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schilderteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schilderteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schildertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schildertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schildertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schildertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schildertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schildertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schilderestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • schilderetمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • schildrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • schildretمعلوم، جمع، حال، subjunctive

مثال‌ها

Welche anderen Ereignisse kannst du uns schildern?

چه اتفاق دیگری را می‌توانی برای ما بیان کنی؟

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: list (de #8990807), cojiluc (fa #9463681), tatoeba.org
منابع و مجوزها