فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تیراندازی کردن

تأییدنشده

schießen فعل

فعل

  • تیراندازی کردن(to fire a shot)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شلیک کردنšellik kardanشَلیک کَردَن(to fire a shot)تأییدنشده

دستور زبانِ schießen

فعل

تلفظ
[ˈʃiːsn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschossenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schießenمعلوم، مصدر، حال
  • schießendمعلوم، participle، حال
  • geschossenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schießمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schießeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schießtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schießeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schießeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schießtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schießestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schießtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schießeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schießenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • schießenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • schießtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schießetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schießenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schießenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schossمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schösseمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schossestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schosstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schössestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schossمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schösseمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schossenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schössenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schosstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schössetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schossenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schössenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Geld schießt keine Tore.

پول هیچ دری را نمی‌بندد.

Ich schieße mit einem russischen Maschinengewehr.

من با یک مسلسل روسی شلیک می‌کنم.

Schieße keinen Pfeil, der zu dir zurückkehren könnte.

هیچ تیری نینداز که بتواند به تو بازگردد.

Ich zähle bis drei und dann schieße ich.

من تا سه می‌شمارم و آنگاه شلیک می‌کنم.

Tom hat ein Tor geschossen!

تام گل زد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

In Italien schießt die Infektionsrate weiter in die Höhe.

نرخ ابتلا در ایتالیا در حال سر به فلک کشیدن است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Ich habe das Foto vor einer Woche geschossen.

من آن عکس را یک هفته پیش گرفتم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Bleiben Sie stehen, oder ich schieße.

بایست یا شلیک می‌کنم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Bleibt stehen, oder ich schieße.

بایست یا شلیک می‌کنم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Sie konnten gut reiten und schießen.

آنها به خوبی می توانستنند هم برانند وهم تیر اندازی کنند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2340484), cojiluc (fa #12696722), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #1694111), cojiluc (fa #10767490), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #5265759), cojiluc (fa #7947644), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1463874), cojiluc (fa #8364527), tatoeba.org
  5. ۵: raggione (de #6049746), AsliAbbasi (fa #3725941), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #10492064), cojiluc (fa #10098454), tatoeba.org
  7. ۷: Haehnchenpaella (de #1104867), cojiluc (fa #7963168), tatoeba.org
  8. ۸: al_ex_an_der (de #1315641), farzanshabani (fa #10888419), tatoeba.org
  9. ۹: al_ex_an_der (de #1315640), farzanshabani (fa #10888419), tatoeba.org
  10. ۱۰: al_ex_an_der (de #1018434), mahdiye (fa #1159063), tatoeba.org
منابع و مجوزها