فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکست خوردن

scheitern فعل

فعل

  • شکست خوردنشِکَست خوردَن(intransitive: be unsuccessful)(etwas nicht erreichen, das man erreichen will)
  • موفق نشدنمُوَفَق نَشُدَن(intransitive: be unsuccessful)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نقش بر آب شدن(to fail)تأییدنشده
  • لطمه خوردنلَطمه خوردَنتأییدنشده
  • پشت پا خوردنپُشتِ پا خوردَنتأییدنشده
  • تصورکردن(intransitive: be unsuccessful)تأییدنشده
  • خراب شدنxarâb šodan[xæ.ɹɒːb̥ ʃo.d̪æn](intransitive: be unsuccessful)تأییدنشده

دستور زبانِ scheitern

فعل

تلفظ
[ˈʃaɪ̯tɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • gescheitertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • scheiterndمعلوم، participle، حال
  • gescheitertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • scheiterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scheitereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scheitreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scheitertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • scheiterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • scheitereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • scheitreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • scheitereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • scheitreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • scheiterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • scheiterstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • scheitertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • scheitereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • scheitreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • scheitertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • scheitertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • scheiterteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • scheiterteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • scheitertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • scheitertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • scheiterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • scheiterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • scheitertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • scheitertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • scheitertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • scheitertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • scheitertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • scheitertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Es gibt mehr Leute, die kapitulieren, als solche, die scheitern.

آدمهایی که تسلیم می‌شوند بیشتر از آنهایی هستند که شکست می‌خورند.

Du könntest enttäuscht werden, wenn du scheiterst, aber du bist verurteilt, wenn du es nicht versuchst.

اگر شکست بخورید ممکن است مأیوس شوید، اما اگر تلاش نکنید محکوم به شکست می‌شوید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1712503), cojiluc (fa #13115531), tatoeba.org
  2. ۲: MUIRIEL (de #1104), cojiluc (fa #7953094), tatoeba.org
منابع و مجوزها