فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دیدن

didan[d̪iː.d̪ǽn]

schauen فعل

فعل

  • دیدنdidanدیدَن[d̪iː.d̪ǽn](observe or watch)(perceive with the eyes)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سی کردنتأییدنشده

دستور زبانِ schauen

فعل

تلفظ
[ˈʃaʊ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • schauاول‌شخص، حال، مفرد
  • geschautparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schauendمعلوم، participle، حال
  • geschautparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schauمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schaueمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schautمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schaueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schaueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schaustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schauestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schautمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schaueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schautمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schauetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schauteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schauteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schautestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schautestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schauteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schauteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schautenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schautenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schautetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schautetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schautenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schautenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Einem geschenkten Gaul schaut man nicht ins Maul.

دندان اسب پیشکشی را نمی‌شمارند.

Schaue nicht auf die Zähne eines geschenkten Pferdes.

به دندانهای اسب پیشکشی نگاه نکن.

Schaue auf den Hund, wie er springt!

سگ را تماشا کن، چگونه می‌جهد!

Tom schaute auf seine Uhr, um zu sehen, wie spät es war.

تام به ساعتش نگاه کرد تا ببیند ساعت چند است.

Das Auge ist ein Fenster, das ins Herz schaut.

چشم یک آیینه است، که در آن دل می‌نگرد.

Schaue auf diesen Berg.

به این کوه بنگر.

Man muss vieles übersehen, um schauen zu können.

باید خیلی چیزها را نادیده گرفت، تا بتوان خوب تماشا کرد.

Der Mann ist der Kopf und die Frau der Hals. Der Kopf schaut dahin, wohin der Hals sich dreht.

مرد سر است و زن گردن است. سر جایی را تماشا می‌کند که گردن به آن چرخیده است.

Die Katze schaut nach dem Fisch.

گربه به ماهی نگاه می‌کند.

Was schaust du normalerweise abends?

معمولا عصر‌ها چه تماشا می‌کنی؟

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: xtofu80 (de #396156), cojiluc (fa #6835687), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5426231), cojiluc (fa #8107893), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #4043342), cojiluc (fa #9796601), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1511475), cojiluc (fa #9931603), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #5386294), cojiluc (fa #8169113), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1688086), cojiluc (fa #8390272), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #5875360), cojiluc (fa #7611191), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #5196571), cojiluc (fa #7729535), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1077380), cojiluc (fa #8486721), tatoeba.org
  10. ۱۰: kutschektar (de #7281376), AchillePoirot (fa #3941359), tatoeba.org
منابع و مجوزها