فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آسیب‌رساندن

تأییدنشده

schaden فعل

فعل

  • آسیب‌رساندنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ضرر زدنتأییدنشده

دستور زبانِ schaden

فعل

تلفظ
[ˈʃaːdn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschadetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schadendمعلوم، participle، حال
  • geschadetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schadeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schadمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schadetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schadeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schadeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schadestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schadestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schadetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schadeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schadetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schadetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schadeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schadeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schadetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schadetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schadeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schadeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schadetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schadetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schadetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schadetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schadetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schadetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Schlechte Bücher schaden dir.

کتابهای بد به تو زیان می‌رسانند.

Schaden macht zwar klug, aber nicht reich.

با وجود اینکه زیان آدم را دانا می‌کند، اما ثروتمند نمی‌کند.

Vorsicht schadet nicht.

احتیاط ضرر ندارد.

Beide schaden sich selbst: Der zuviel verspricht und der zuviel erwartet.

هر دو خویش زیان می‌زنند: زیاد قول دادن و زیاد چشم داشتن.

Bewegungsmangel schadet der Gesundheit.

کم تحرکی به سلامتی آسیب می‌زند.

Die Autorität des Lehrers schadet oft denen, die lernen wollen.

اقتدار مدرسان اغلب به کسانی که می‌خواهند بیاموزند آسیب می‌رساند.

Mir hat noch nie geschadet, was ich nicht gesagt habe.

تا حالا آنچه نگفته‌ام هرگز مرا متضرر نکرده است.

blinder Eifer kann nur schaden

کوشش حریصانه زیان بخش است

Schaden zur Folge haben

خسارت به بار آمدن

Das Geschwätz hat seinem Ruf geschadet.

شایعات به اعتبار او آسیب زدند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Zaghawa (de #1756029), cojiluc (fa #8287029), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2194480), cojiluc (fa #8408338), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #3396519), cojiluc (fa #10326404), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2591026), cojiluc (fa #13085083), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #4267191), cojiluc (fa #8195305), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1297021), cojiluc (fa #7549208), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #6206059), cojiluc (fa #13173628), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #949069), cojiluc (fa #10005368), tatoeba.org
منابع و مجوزها