فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ترش

toroš, torš[t̪ʰo.ɹoʃ][t̪ʰoɹʃ]

sauer صفت

صفت

  • ترشtoroš, toršتُرش[t̪ʰo.ɹoʃ][t̪ʰoɹʃ](sour-tempered)(having an acidic, sharp or tangy taste)(sour, sharp, or biting to the taste)(Sinneseindruck, Geschmacksrichtung)(bezogen auf verschiedene Lebensmittel: verdorben, schlecht)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عصبانی'asabâniعَصَبانی[ʔæ.sæ.bɒː.niː](bezogen auf verschiedene Lebensmittel: verdorben, schlecht)تأییدنشده
  • ناراحتnârâhatناراحَت[nɒː.ɹɒː.ɦǽt̪ʰ](bezogen auf verschiedene Lebensmittel: verdorben, schlecht)تأییدنشده
  • آچار(sour, sharp, or biting to the taste)تأییدنشده
  • اسیداَسید(sour, sharp, or biting to the taste)تأییدنشده
  • زست(with sharp taste)تأییدنشده

دستور زبانِ sauer

صفت

تلفظ
[ˈzaʊ̯ɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • saurerصفت تفضیلی
  • am sauerstenصفت عالی
  • saurerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • saureمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • sauresخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • saureحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • saurenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • saurerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • saurenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • saurerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • sauremحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • saurerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • sauremحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • saurenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • saurenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • saureحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • sauresحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • saureحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • saureمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • saureمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • saureخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • saurenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • saurenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • saurenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • saurenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • saurenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • saurenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • saurenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • saurenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • saurenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • saurenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • saureحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • saureحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • saurenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • saurerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • saureمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • sauresصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • saurenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • saurenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • saurenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • saurenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • saurenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • saurenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • saurenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • saurenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • saurenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • saurenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • saureحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • sauresحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • saurenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • saurererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • saurereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • saureresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • saurereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • saurererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • saurererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • saureremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • saurererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • saureremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • saurerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • saurereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • saureresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • saurereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • saurereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • saurereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • saurereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • saurerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • saurerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • saurereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • saurereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • saurerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • saurererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • saurereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • saureresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • saurerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • saurerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • saurerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • saurerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • saurereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • saureresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • saurerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • sauersterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sauersteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sauerstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sauersteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • sauerstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sauersterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sauerstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sauersterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • sauerstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sauersterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sauerstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sauerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • sauerstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sauersteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sauerstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • sauersteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • sauersteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauersteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauersteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauerstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauerstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauerstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauerstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauerstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauerstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauersteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauersteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauerstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • sauersterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • sauersteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • sauerstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • sauerstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • sauerstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • sauerstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • sauerstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • sauerstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • sauerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • sauerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • sauerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • sauerstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • sauerstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • sauersteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • sauerstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • sauerstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • sauereحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد
  • sauereحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد
  • sauereحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • sauereمؤنث، حالت نهادی، مفرد
  • sauereحالت نهادی، جمع
  • saueremحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد
  • saueremحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد
  • sauerenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد
  • sauerenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • sauerenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • sauerenحالت اضافی، مذکر، مفرد
  • sauerenحالت اضافی، خنثی، مفرد
  • sauererحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد
  • sauererمؤنث، حالت اضافی، مفرد
  • sauererحالت اضافی، جمع
  • sauererمذکر، حالت نهادی، مفرد
  • saueresحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد
  • saueresخنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Die Zitrone ist sauer.

لیمو ترش است.

Saurer Regen ist unnatürlich.

باران اسیدی غیر طبیعی است.

Der Fuchs, der die Trauben nicht erreichte, behauptet nun, sie seien sauer.

روباهی که نتوانست به انگورها برسد، اکنون ادعا می‌کند آنها ترش بودند.

Ein Hund freut sich, dass man wieder da ist. Eine Katze ist sauer, dass man weg war.

سگ وقتی برمی‌گردید خوشحال می‌شود. گربه وقتی می‌روید خشمگین می‌شود.

Sei nicht sauer!

خشمگین نباش‌.

Dieser Apfel ist sauer.

این سیب ترشه.

ترجمهٔ غیرمستقیم

er war echt sauer

حسابی عصبانی بود

Ich muss in den sauren Apfel beißen.

من باید سیب ترش را گاز بزنم (باید آن کار را انجام دهم).

ترجمهٔ غیرمستقیم

Dieser Apfel ist sauer.

این سیب ترش است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

in den sauren Apfel beissen

به چیزی قناعت کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1085230), cojiluc (fa #8167610), tatoeba.org
  2. ۲: tarsier (de #4656508), cojiluc (fa #7447877), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #5386291), cojiluc (fa #8167618), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5675621), cojiluc (fa #6925289), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1208701), cojiluc (fa #6925281), tatoeba.org
  6. ۶: Tamy (de #2427973), janTuki (fa #11047770), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: MUIRIEL (de #180802), Amirreza_Farid (fa #12643421), tatoeba.org
  9. ۹: Tamy (de #2427973), bialynicki (fa #4461700), tatoeba.org
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها